دستهای خالی

ببین هیچی ندارم بجز خدا

قلاده
قلاده ی سگ ها را باز کرده ام،
امشب...
در حوالی قلب من...
پرسه نزن!!!

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 11:52 ] [ arezasa ]

[ ]

اللهم عجل لولیک الفرج
چندگاهیست وقتی می گویم :

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن

با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد



چندگاهیست وقتی می گویم :

صلواتک علیه و علی آبائه

به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم



چندگاهیست وقتی می گویم :

فی هذه الساعة

دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای



چندگاهیست وقتی می گویم :

و فی کل الساعة

دلم نمی سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست



چندگاهیست وقتی می گویم :

ولیا و حافظا

احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده و قطره های

اشکم را به نظاره نشسته است

[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 20:9 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس فلسفی



چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، ”انتخابهایش” است . . .



.

اس ام اس فلسفی

.

.

ممکن است عاشق زیبایی کسی شوید

اما یادتان باشد که در نهایت مجبورید با سیرت او زندگی کنید نه صورت او . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

معیارِ واقعی ثروت ما این است که

اگر پولمان را گم کنیم ، چقدر می‌ارزیم . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

صداقت یک هدیه بسیار گران قیمت است

آن را از انسان های ارزان انتظار نداشته باش . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ “تبلـــورت” مهمه

اهل کجا بودنت مهم نیست ،”اهــل و بـجـا” بودنت مهمه

منطقه زندگیت مهم نیست ، “منطــق زنـدگـیت” مهمه

و گذشته ی زندگیت مهم نیست

امــروزت مهمه که چه گــذشتـه ای واسه فــردات میسازی . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

یه افسانه قدیمی میگه:

اونایی که شبا خوابشون نمیبره

به این دلیله که تو خواب یه نفر دیگه بیدارن !

.

اس ام اس فلسفی

.

.

معجزه لبخند کسی است که دوستش میداری . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ، ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

چه دوستم داشته باشی و چه ازمن متنفر باشی

در هر صورت بهم لطف میکنی چون اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم

و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم

(شکسپیر)

.

اس ام اس فلسفی

.

.

” هیچ گاه “

به خاطر ” هیچ کس “

دست از ” ارزشهایت ” نکش؛

چون … زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛

تو می مانی و یک ” منِ ” بی ارزش . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

تنها کسانی مردانه می میرند که

مردانه زیسته باشند . . .

(شهید آوینی)

.

اس ام اس فلسفی

.

.

کسانی که به کشورشان افتخار می کنند کم نیستند

ولی ما در تلاشیم نسلی را بسازیم که کشورشان به آنها افتخار کند . . .

(آبراهام لینکلن)

.

اس ام اس فلسفی

.

.

هرگز افسوس پیر شدن را نخورید

چرا که افرادی بسیاری از این امتیاز محروم مانده اند . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

برخی آدمها

تنها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درسهایی بیاموزند

که اگر می ماندند هرگز آن درسها را یاد نمی گرفتیم . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

گـاهی یـک نگـاه سـرد روی زمستان را هم کم می کنـــد . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

قبل از سخن گفتن به یاد داشته باش

سخن تو شخصیت توست ، پس نشان بده که هستی . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

فرصت را افسوس

که جوان نمیداند وپیر نمیتواند . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

بدان هیچ لحظه ای تأسف بارتر وبدترازاین نیست که انسان به این باوربرسد که دیگر نمیتواند . . .

(اورانوس)

.

.

اس ام اس فلسفی

.

زمانی حرف بزن که ارزش حرفت بیشتر از سکوتت باشه

و زمانی دوست انتخاب کن ، که ارزش دوستت بیش از تنهاییت باشه . . .

.

.

اس ام اس فلسفی

.

بعضى هارو از دور که میبینى میدرخشند

جلو که میان…میبینى درخشششون مال خورد شیشه هاشونه!

.

اس ام اس فلسفی

.

.

قضاوت و پیش داوری درباره ی یک شخص

مشخص نمی کند که او کیست ، مشخص می کند که شما کیستید . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

حق الناس همیشه پول نیست گاهی دل است .

دلی که باید میدادی و ندادی . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

برای دادن گل به دیگران، منتظر مراسم تدفین آنها نباشید . . .

.

اس ام اس فلسفی

.

.

مردم می گویند عشق کور است، زیرا نمی دانند که عشق چیست.

من به تو می گویم ، فقط عشق چشم دارد به غیر از عشق همه چیز نابیناست . . .

(اشو)

.

.

اس ام اس فلسفی

.

احساس منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید . . .

(برایان تریسی)

.

اس ام اس فلسفی

.

.

با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی

این جمله را تکرارمی کنیم . آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد

این است که :

” به چه قیمتی عادت می کنیم ؟ “

( ژوزه ساراماگو )

.

اس ام اس فلسفی

.

.

به جای جنـــس مـــــــخالف بگوییم

جنــــس مکــــــمل . . .

.

.

اس ام اس فلسفی

.

پـنـجـره را بـاز کن

و از ایـن هـوای مـطـبـوعِ بـارانـی لـذت بـبـر

خـوشـبـخـتـانـه بـاران ارثِ پـدرِ هـیـچـکس نـیـسـت . . .

(حسین پناهی)

.

.

اس ام اس فلسفی

.

ارزش هر لحظه رو با فکر کردن به لحظه بعد از دست نده . . .

.

.

اس ام اس فلسفی

.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند …

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند …

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید …

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید ،

آن را زیبا هم خواهید یافت …

زیرا ” حس زیبا دیدن ” همان عشق است … !

.

.

اس ام اس فلسفی

.

باز هم بلند شو

ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است . . .

.

.

اس ام اس فلسفی

[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 19:57 ] [ arezasa ]

[ ]

ای حسین، ای زلال ایمان

ای حسین، ای زلال ایمان، ای بزرگ‌مرد عرفان، امروز در کلان شهرها که غرق در گرداب فساد و تمدن غربی به سر می‌برند و


عاشورا در تمدنشان، رنگ باخته و دیگر جایی ندارد، کسانی هستند که هر روزشان عاشوراست، و به عشق تو هر ساله

کلبه‌ای می‌سازند و در زیر هر خیمه‌ی آن، در جای جایِ این کلبه، با نوای دل انگیز نام تو، با خدایشان راز و نیاز می‌کنند، و با

معشوقشان در نغمه و زمزمه‌اند؛ و هم‌چون کبوتران بال شکسته و غم زده، برای التیام درد و مرهمی بر زخم، بال خود را به خونِ

ریخته شده‌ی مظلومانه‌ات می‌زنند تا د‌ر آسمان به پرواز درآیند و هـر پرنده‌ای که اوج در پـرواز را بیشـتر بخواهد، بیشتر در خـون

سرخت می‌غلتد، تا با پرواز در افق و رسیدن به معبود حقیقی، درد خویش را التیام دهد. اما افسوس، منِ کوردل و بال شکسته،

به جای غلتیدن در خـونِ تو برای اوج گرفـتن در پرواز و رسیدن به معشوق، در پی التیام زخم بـالِ خود بودم. و هم‌چون کود‌کـی

نـادان که وقتی راهنما با انگشت به ماه اشاره می‌کند، من فقط نوک انگشتش را دیدم. و خوشا به حال آنان که در این مسیر قدم

ننهاده مـگر عشق حسـین را مقدمه‌ای بـرای قرب الهی دانسته و تا رسیدن به معبود ذکر نام تو را بر روی زبان‌ها جاری

ساخته‌اند. به امید جبران غفلت‌ها و درک حقیقی از عاشورا.

[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 19:29 ] [ arezasa ]

[ ]

چگونه صداقت همکاران را بسنجیم؟

در زندگی و کسب‌وکارتان هر روز با عباراتی چون «شما هفت روزه پول تان را دریافت خواهید کرد» «تمام کارهای ما طبق قرار داد بوده و مورد تائید است»، روبه‌رو می‌شوید.

اگر بدانید همکاران شما چه موقع راستش را به شما می‌گویند و چه زمانی دروغ می‌گویند، عالی نیست؟ برای این کار راهی وجود دارد. جینین دریور، چند دهه از عمرش را در سازمان‌های اطلاعاتی صرف آموزش کشف دروغ به ماموران این سازمان‌ها کرده و در کتاب اخیرش به نام «نمی توانی به من دروغ بگویی» نحوه کارش را شرح داده است.

او می‌گوید: «کارآفرین‌های زیادی با دروغ مورد کلاهبرداری قرار گرفته‌اند یا منافع شان را از دست داده‌اند.» برای اجتناب از این سرنوشت و فهمیدن عدم صداقت همکارانتان گام‌های زیر را بردارید:

 

1- برای شروع رفتار عادی شخص را مشاهده کنید.

 

قبل از اینکه بخواهید درباره راستگویی یا دروغگویی افراد قضاوت کنید اول باید بدانید که در مکالمات عادی و اوقاتی که هیچ استرسی ندارد چگونه رفتار می‌کند. چون ممكن است رفتارهایی مانند تکان دادن سریع یک پا یا استفاده بیش از حد از آوا‌های ربط مانند «اوووم»، «خوب» و.... که در حالت کلی نشانه‌ای از وجود مشکل و عدم صداقت در گفتارهای یک فرد تلقی شود - جزو رفتار‌های عادی آن فرد به خصوص در هنگام مراوده باشد.

 

دریور می‌گوید: هنگامی که این آشنایی را با رفتار افراد برقرار کردید، می‌توانید محدوده مجاز آنها را تعیین کنید. برای این کار شما حداقل به سه دقیقه وقت برای تمرکز روی حرکات و رفتار فرد نیاز دارید.

 

 

 

2-  به دقت گوش کنید

 

دریور می‌گوید تجزیه و تحلیل نوع بیان جملات می‌تواند در تشخیص اینکه چه کسی دروغ می‌گوید، به شما کمک کند. به عنوان مثال اگر شما یک سوال که پاسخش بله یا خیر است بپرسید، پاسخ باید «بله» یا «خیر» باشد. حواستان به جملات تکذیبی که در آنها از «خیر» استفاده نمی‌شود، باشد.مثلا بپرسید« آیا هرگز سرقت کرده اید؟» دریور می‌گوید: اگر پاسخ او این باشد که «من هرگز چنین کاری نمی‌کنم» این می‌تواند یک نشانه باشد. و اضافه می‌کند اگر پاسخ: «نه. هرگز» باشد، می‌توان آن را پاسخی صادقانه دانست و تا زمانی که کلمه «نه» در آن وجود دارد درست است. اگر به این عبارت توجه کنید «من هرگز چنین کاری نمی‌کنم» درمی‌یابید جمله‌ای درباره آینده است و پاسخ سوالی که شما درباره گذشته پرسیده اید نیست.

 

 

 

3-  در جست‌وجوی «نقاط داغ» باشید.

 

به گفته دریور نقطه داغ وقتی است که کسی از محدوده مجاز خودش به صورت مشکوکی خارج می‌شود. منطقه‌ای که شما باید دقت زیادی روی آن داشته باشید. زبان بدن راه مناسبی برای پیدا کردن نقاط داغ است. برای مثال نگاه مستقیم به پا‌ها یا شکم در هنگام حرف زدن تمایلات واقعی فرد را نشان می‌دهد. در مقابل بالا انداختن شانه‌ها نشانه تردید است.

 

 

 

4- سوال‌های دنباله دار بپرسید

 

پیدا کردن یک نقطه داغ لزوما دلیل دروغگو بودن فرد نیست اما دلیل خوبی دارید تا با پرسیدن چند سوال دیگر کشف‌های بیشتری بکنید. برای مثال در یک مصاحبه استخدامی بپرسید «این بخش خالی در سابقه کاری تان را توضیح دهید». به گفته دریور: «افراد معمولا وقتی دروغ می‌گویند دچار اختلال و تناقض گویی می‌شوند.» بهتر است در همین زمینه دوباره سوالاتی بپرسید. توجه کنید تا وقتی که چیزی را نپرسیدید درباره آن قضاوت نکنید. هرگز سعی نکنید که ذهن خوانی کنید.

 

 

 

5-  بپرسید که آیا آنها راست می‌گویند.

 

دریور می‌گوید:آخرین سوالی که باید بپرسید این است که آیا در پاسخ‌هایی که به سوالاتم دادی راستش را گفتی ؟ ما در انتظار یک بله یا یک نه هستیم. به طرز شگفت‌آوری بسیاری از افراد در این نقطه وجود یک دروغ کوچک (یا بزرگ) در گفته‌هایشان را تائید می‌کنند و از این طریق می‌توانید به حقیقت پی ببرید.

 

اگر فرد مورد نظر قرار باشد در موقعیتی قرار بگیرد که باید به او اعتماد کرد و واقعا نیاز دارید بدانید این شخص قابل اعتماد هست یا خیر، می‌توانید با یک سوال قدرتمند بحث‌تان را ادامه دهید: «چرا باید حرفت را باور کنم؟»

 

در این بخش باید قدری نیرنگ آمیز رفتار کنید: هر جوابی که در ابتدا دریافت کردید قبول نکنید و دوباره بپرسید. « این واقعا جواب سوال من نبود. چرا باید حرفت را باور کنم؟»

 

جواب بعدی را به دقت گوش کنید باید کوتاه و ساده باشد و مضمونی شبیه این داشته باشد: «چون من حقیقت را گفتم».

 

 

 

یک فرد دروغگو تمایل دارد فوری حرفش را باور کنید. این کار شما ممکن است به عصبانیت او و متهم کردن شما به چیزی مانند اینکه با وجود صداقتش نمی‌خواهید حرفش را باور کنید منجر شود یا بیان کند که در این حالت او نمی‌خواهد با شما کار کند. اگر فرد دروغگو گستاخ باشد برای اینکه فورا حرفش را باور کنید شما را به منابع مختلفی ارجاع می‌دهد: «شما می‌توانید از هرکسی که تا به حال برایش کار کرده ام بپرسید که آیا صادق هستم یا خیر».

 

دریور می‌گوید اتفاقا وقتی چیزی شبیه این شنیدید آنها را باهم روبه‌رو کنید. به اعتقاد او کمتر کسی این‌کار را می‌کند، اما اگر این کار را انجام دهید از نتایجی که به دست می‌آورید شگفت زده می‌شوید.


[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 18:5 ] [ arezasa ]

[ ]

اندیشه شروع یک کسب و کار

شروع یک کسب و کار از جالب ترین عملکردهایی است که یک فرد می تواند داشته باشد. بیش از 10 میلیون نفر هر ساله کسب و کاری را آغاز می کنند و در نتیجه هر ساله بیش از سه میلیون کسب و کار کوچک ایجاد می شود. کارآفرینی مزایای متعددی دارد. درک ابعاد این رقابت و طرح یک کسب و کار دقیق و کارآمد می تواند منجر به شروع یک کسب و کار موفق شود. آیا عملکرد شما از این مراحل پیروی می کند؟ سعی کنید آنچه را که دیگران انجام می دهند بررسی کنید تا به چگونگی شروع کار پی ببرید. سنجش میزان آمادگی برای شروع کسب و کار با وجود اینکه کارآفرینی می تواند منجر به موفقیت های زیادی برای شما شود، ولی باید زمانی را صرف سنجش آمادگی خود برای شروع آن کنید. در کسب و کار هیچ ضمانتی وجود ندارد اما شما می توانید با طرح یک نقشه مناسب و بررسی دقیق شانس موفقیت خود را افزایش دهید. در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان یک دارنده کسب و کار مورد ارزیابی قرار دهید. به دقت به پرسش های زیر پاسخ دهید. 1- در تصمیم گیری های خود چگونه هستید؟ صاحبان کسب و کارهای کوچک نیازمند تصمیم گیری های سریع و پایدار هستند. 2- آیا استقامت روحی و جسمی لازم و کافی را برای شروع یک کسب و کار دارید؟ داشتن یک کسب و کار، مفید اما در عین حال طاقت فرساست. آیا می توانید هفت روز هفته روزی 12 ساعت کار و فعالیت داشته باشید؟ 3-چگونه کسب و کار خود را سازماندهی می کنید؟ تحقیقات نشان می دهد طرح ها و برنامه ریزی های ضعیف عامل شکست در کسب و کار می شوند. سازماندهی موثر مالی و برنامه ریزی دقیق در یک کسب و کار می تواند از هر گونه شکستی جلوگیری کند. 4- آیا گام های شما به میزان کافی مستحکم است؟ ایجاد یک کسب و کار ممکن است شما را از لحاظ روحی خسته کند. بسیاری از صاحبان کسب و کار از قبول این همه مسوولیت سنگین دلسرد می شوند اما داشتن یک انگیزه قوی در حفظ و بقای کسب و کار به شما کمک می کند. 5-کسب و کار شما چگونه بر روابط خانوادگی شما اثر می گذارد؟ اولین سال های شروع کسب و کار ممکن است بر خانواده فشارهایی را وارد کند و تا زمانی که کسب و کار شما سود آور شود ممکن است با مشکلات مالی بسیاری مواجه شوید که چند ماه یا حتی چند سال به طول انجامد ولی در طول این مدت شما باید مطمئن شوید از حمایت خانواده برخوردار هستید. چند نکته دلایل زیادی وجود دارد که نتوانید کسب و کار خود را شروع کنید اما برای یک فرد توانمند، امتیازات داشتن یک کسب و کار به خطرات موجود در آن می ارزد. 1- مدیر خود هستید 2- شروع یک کسب و کار مزایایی برای شما دارد و سود آن به جای آنکه نصیب شخص دیگری شود به شما می رسد 3- پیشرفت یک کسب و کار و به دست آوردن پول بسیار لذت بخش است 4- اقدام به یک کسب و کار مخاطره آمیز می تواند جذاب و نیازمند جسارت بالایی باشد 5- ایجاد یک کسب و کار همیشه منجر به یاد گیری می شود. دلایل شکست یک کسب و کار چرا یک کسب و کار با شکست مواجه می شود. موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه به صورت خودبه خودی یا بر اساس شانس نیست و همان طور که گفته شد این موفقیت اصولاً به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد. شروع یک کسب و کار همیشه پر ریسک است، با توجه به گزارش اداره کسب و کارهای کوچک در آمریکا، بیش از 50درصد کسب و کارهای کوچک در سال های اول با شکست مواجه شده و 90درصد آنها در پنج سال اول از بین می روند. برخی دلایل شکست کارآفرینی: 1- نداشتن تجربه 2- نداشتن سرمایه کافی 3- نداشتن جایگاهی مناسب 4- عدم وجود کنترل قوی 5- سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارایی های ثابت 6- قراردادهای اعتباری ضعیف 7- استفاده شخصی از سرمایه های تجاری 8- رشد بدون انتظار 9- رقابت 10- فروش پایین. با بیان این موارد قصد ترساندن شما را برای شروع یک کسب و کار نداریم بلکه می خواهیم شما را برای مسیر پر فراز و نشیبی که در پیش دارید آماده کنیم. ناچیز پنداشتن مشکلات شروع یک کسب و کار یکی از بزرگ ترین موانع کارآفرینی است. در هر صورت اگر صبور باشید و به سختی کار کنید، به موفقیت دست می یابید. هیچ گاه فکر نکنید قادرید همه کارها را به تنهایی انجام دهید. یکی از بهترین روش ها برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار استفاده از راهنمایی های دیگران است. شخصی که دارای تجربیات مرتبط با کسب و کار است می تواند شما را در این امر راهنمایی کند. یکی از عوامل در پیشرفت و موفقیت یک کسب و کار تصمیم گیری است. یکی از بهترین تصمیم ها یادگیری این موضوع است که چگونه تصمیم گیرنده خوبی باشید. این امر به تعهد، درک و مهارت نیاز دارد که بسیار مهم و ارزشمند است. آیا تصمیم گیرنده خوبی هستید مراحل مختلف در اجتناب از اشتباهات رایج و ایجاد تصمیم گیری را بیاموزید. تصمیم گیری مهارتی است که می توانید از دیگران بیاموزید. دو نوع تصمیم گیری اصلی وجود دارد؛ 1- آنهایی که با استفاده از فرآیند خاص به دست می آید 2- آنهایی که تنها مانند یک رویداد است. مراحل یک تصمیم گیری نافذ اگر از 10 مرحله اصول تصمیم گیری استفاده کنید، خود را یک تصمیم گیرنده کارا در کسب و کار و زندگی خود می بینید. 1- تا حد امکان مفاد تصمیم گیری خود را تعریف کنید. آیا این واقعاً تصمیم خودتان است یا تصمیم شخص دیگری است؟ آیا واقعاً نیازمند این تصمیم گیری هستید؟ چرا این تصمیم گیری برای شما مهم است؟ چه کسی در این تصمیم گیری ذی نفع است؟ ارزش این تصمیم گیری برای شما چه میزان است؟ 2- هر راهکاری را که به ذهنتان می رسد بنویسید چرا که به تصویر کشیدن راهکارهای متفاوت مهم است. 3- فکر می کنید از کجا می توانید اطلاعات مفید بیشتری به دست آورید. اطلاعات جدید منجر به راهکارها و انتخاب های بیشتری نیز می شوند. کسانی که می توانید از آنها اطلاعات به دست آورید، دوستان، همکاران، خانواده، سازمان های حرفه ای، خدمات آن لاین، روزنامه ها، مجله ها، کتاب ها و ... هستند. 4- انتخاب های خود را بررسی کنید. از منابع اطلاعاتی مشابه برای کسب ایده های خاص استفاده کنید و برای هر انتخاب معیار خاصی را مشخص کنید. هر چه اطلاعات بیشتری به دست آورید ذهنتان برای تصمیم گیری فعال تر خواهد شد. 5- ذخیره انتخاب ها. اکنون شما دارای گزینه های متفاوت هستید و زمان آن رسیده است که آنها را بررسی کنید و ببینید کدام یک از آنها برای شما کارایی بیشتری دارد. به دنبال انتخاب هایی باشید که این امکان را برای شما فراهم سازند تا به بیشترین امتیاز برسید.انتخاب هایی که با معیارهای شما سازگاری ندارند حذف کنید. 6- نتایج هر انتخاب را به تصویر بکشید. برای هر انتخاب باقیمانده در فهرست تان، نتایج را به تصویر بکشید، بدین صورت نقایص شما مشخص می شود. 7- یک بررسی واقعی انجام دهید. کدام یک از انتخاب های باقیمانده به واقعیت نزدیک تر است؟ هر چه خلاف آن را ثابت می کند، آن گزینه را حذف کنید. 8- کدام گزینه با شما ساز گاری دارد. اگر نسبت به تصمیمی که اتخاذ کرده اید خشنود هستید اما احساس می کنید که با اهداف شما سازگاری ندارد بدانید که تصمیم صحیحی نگرفته اید و این انتخاب برای شما کارساز نخواهد بود. 9- شروع کنید. زمانی که تصمیمی اتخاذ می کنید آن را عملی سازید. همیشه این فرصت را دارید که ذهن خود را در آینده تغییر دهید. 10- اجرا کنید.

[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 18:3 ] [ arezasa ]

[ ]

10 دلیل هنگ کردن مغز

تا حالا شده که ندانید می خواهید چه کار بکنید ، کل روز رو به وبگردی و پرسه زدن های بی دلیل در اینترنت بگذرانید و آخر وقت متوجه شوید که هیچ کار مفیدی انجام نداده اید ؟
اگه پاسخ شما مثبت است ، مغز شما احتمالاً هنگ کرده است !
و اما چرا ؟
چون احتمالاً برنامه ای ندارد .
ولی ما که آدم های منظم و برنامه ریزی هستیم ... مشکل از کجاست ؟


1. شاید منظم و با برنامه نیستیم و خودمان خبر نداریم !
بعضی وقت ها وقت گذرانی ما پشت کامپیوتر و یا میز کارمان به منزله کار کردن قلمداد می شود . و جالب اینجاست که خودمان هم باور می کنیم که واقعاً کاری انجام داده ایم . حتی در آخر وقت انقدر خسته می شویم که .... !!
ولی بیاییم کمی صادق تر باشیم ... واقعاً کار مفیدی انجام داده ایم ؟ پاسخ نامه مهمی را داده ایم ؟ برای قسمتی از کار که معطل ما مانده است ، تصمیمی گرفته ایم ؟

2. ترس از تصمیم گیری
بعضی وقت ها کاری را برای خودمان تعریف کرده ایم و الان باید تصمیمی بگیریم که بقیه کار به آن وابسته است ، ولی جرات گرفتن این تصمیم را نداریم .
چرا ؟ چون ممکن است تصمیم بدی باشد ، چون ممکن است عده ای از دست ما ناراحت نشوند ، چون ممکن است این تصمیم کار را خراب کند و .....
اگر تصمیم نگیریم چه می شود ؟ حداقل به ظاهر خودمان و دیگران را ناراحت نکرده ایم ! در عوض هیچ کار مفیدی هم نکرده ایم . و چه بسا همین تصمیم نگرفتن ، باعث متوقف شدن کار و سردرگمی همکارانمان شده باشد .

3. ترس از شروع
خیلی ها را دیده ام که می گویند من منتظرم یکی من را هول بدهد تا حرکت کنم !
اگر قرار بود این عامل باعث شروع کار می شد ، الان احتمالاً توی غار ها زندگی می کردیم و هیچ اختراعی توسط هیچ دانشمندی انجام نمی شد !!
وقتی می ترسیم که شروع کنیم ، بیشتر از وقتی که شروع کرده ایم ، دچار استرس هستیم و انرژی مان را هدر می دهیم .

4. ترس از شکست
اگر شروع نکنیم و نرویم ، مسلماً شکستی هم نخواهیم خورد . پس چه بهتر که متوقف شویم و شکست هم نخوریم !!
شاید منطق ما این حرف را قبول نکند ، ولی ذهن ما که به شدت هم از شکست می ترسد ، ترجیح می دهد کاری نکند تا شکست هم نخورد .
شاید بد نباشد به خودمان این نکته را یادآوری کنیم که اگر کاری نکنیم ، شاید الان شکست نخوریم ، ولی در کل بازنده هستیم . و نکته دیگر اینکه اگر اقدام کنیم ، ممکن است شکست بخوریم ، و به همان اندازه هم ممکن است پیروز شویم .
راستی ، اگر شما یک فرد متخصص هستید و به توانایی هایتان ایمان دارید ، پس شروع کنید .

5. ندانستن نقطه شروع
بعضی کارها آنقدر بزرگ و یا نوآورانه هستند که نمی دانیم باید از کجا شروع کنیم .
ولی راهکارش ساده است ... کمی فکر کردن .. اگر نشد ، کمی پرس و جو و تحقیق ، مشورت کردن با دیگران .
و در آخر اگر نشد ، بهتر است کار را از جایی که فکر می کنیم درست است ، شروع کنیم ؛ پس از شروع کار ، هنوز می توان مسیر را کم کم اصلاح کرد .

6. نشناختن کامل هدف
بعضی وقت ها فقط می خواهیم موفق شویم ، ولی نمی دانیم موفقیت یعنی چه .
بعضی وقت ها می خواهیم کار بزرگ و خوبی انجام دهیم ، ولی نمی دانیم کار خوب کدامست ؟
بعضی وقت ها می خواهیم کار کنیم ، ولی نمی دانیم چه کاری .
و بعضی وقت ها می دانیم دقیقاً می خواهیم چه کاری انجام دهیم ، پس شروع می کنیم .
اگر بدانیم قرار است کجا برویم ، انگیزه و سرعت بیشتری برای حرکت پیدا خواهیم کرد .

7. سنگ بزرگ
ما آدم های مهمی هستیم . آدم های مهم هم کار های بزرگ می کنند .
فرض می کنیم درست باشد ، ولی نباید فراموش کنیم که آن کارهای بزرگ یک دفعه انجام نشده اند !!
و البته آن کارهای بزرگ ، معمولاً توسط یک نفر انجام نشده اند.
پس برای این سنگ بزرگمان که علامت نزدن است ، چند کار باید انجام داد تا زدنی شود :
• سنگ بزرگتان را به سنگ های کوچک تقسیم کنید .
برای هر بخش کوچک ، زمان شروع و پایان را تعیین کنید و مشخص کنید که در هر بخش دقیقاً چه کارهایی باید انجام شود .
• هر سنگ را به دست یک نفر بسپارید .
خودمان و توانایی هایمان را بشناسیم و بدانیم که نمی شود همه کارهای بزرگ را خودمان به تنهایی انجام دهیم .


8. کار زیاد و کمبود وقت
مغز ما هر چقدر هم قدرتمند باشد ، باز هم حدی برای توانش دارد . پس ممکن است مغز ما هم مثل کامپیوتری که با کار زیاد و همزمان ، هنگ می کند ، دچار مشکل شود .
چند کار برای این مورد می توان انجام داد :
• کم کردن از حجم کار ها و بی خیال شدن از تعدادی از آنها
• زمان بندی برای انجام کار ها و واگذار کردن زمان شروع بعضی از کارها به مدتی بعد
• واگذاری کارهایی که به عهده گرفته ایم ، به کسی دیگر

9. خستگی
یک مغز داریم و هزار کاری که برایش تعریف کرده ایم ... حق دارد خسته شود بنده ی خدا !
بعضی وقت ها بد نیست استراحتی به مغزمان بدهیم ... می توان این کار ها را برای استراحت انجام دهیم :
• یک دوش بگیریم
• یک موسیقی آرام گوش دهیم
• یک چرت کوتاه بزنیم
• یک فیلم ببینیم
• یک دوری در بیرون از محل کارمان بزنیم
• با دوستی صحبت کنیم


10. نداشتن یک لیست اولویت بندی شده
اصلی ترین راهکار برای مدیریت زمان و انجام کار ها ، داشتن یک لیست از کارهایی است که به ترتیب اولویت نوشته شده اند .
اگر این لیست را داشته باشیم ، حتی ممکن است متوجه شویم کار زیادی نداریم و این ترس ما از سنگ بزرگ بوده است که مانع شروع می شده است .
پیشنهاد من اینست که از برنامه هایی مثل گوگل کلندر (تقویم) هم در کنار این لیست استفاده نمایید . خاصیت این برنامه ها ، غیر از یادآوری هایشان که به شدت کارساز هستند ، اینست که زمان تقریبی هر کار را هم باید مشخص کنید و آن وقت است که متوجه می شوید نمی توانید این همه کار را در یک روز انجام دهید . آن وقت است که تداخل های کاری را بیشتر لمس می کنید و آن وقت است که برنامه ریزی بهتری برای کارهایتان خواهید داشت .


[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 18:2 ] [ arezasa ]

[ ]

جايگاه علي عليه السلام درهستي


معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :
يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا
اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.
يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.



آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :
السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده: (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))
محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:



حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.



پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 11:24 ] [ arezasa ]

[ ]

زندگی چیست؟خانه ی مهر یا عمارتی لوکس؟


هیچ گاه کلام محکم و پرمعنای پدرم زمانی که می خواست اولین خواستگار را به خانه راه دهد فراموش نمی کنم. گویی به یک باره تمامی خواسته ها و ترسیماتی که از یک زندگی داشتم را با پاک کنی پاک کرد و جای آن تنها یک جمله را نقش بست "دخترم بدان که زندگی با مردی خوش خلق در خانه ای آهنی در سرما و گرما آسان تر و شیرین تر از زندگی با مردی بد اخلاق در عمارتی لوکس و زیباست "



حسن خلق تنها مسیری است که انسان را مستقیم در جاده ی ارتباطات شخصی و اجتماعی به مقصد می رساند و به عنوان حربه ای دشمنان را از پای در می آورد.



اهمیت این موضوع تا آنجاست که پیامبر اکرم (ص) بعثت خود را برای به اتمام رساندن مکارم اخلاق معرفی می کند.



بنابراین مکارم اخلاق و به کارگیری اصول اخلاق نیکو و صحیح در زندگی، می تواند سعادت را به انسان تقدیم کند، بدون آنکه متحمل مخارجی سنگین شده و یا به نیرنگ و دسیسه متوسل شویم.



اما آنچه مهم است اینکه اولا : تاکید بر حسن خلق و معاشرت نیکو در خانواده چه از سوی زن و چه از سوی مرد برای چیست؟



ثانیا:حسن خلق در خانواده به چه معنا است؟ و چگونه می توان فرد خوش اخلاقی برای همسرمان باشیم؟



پاسخ سوال اول واضح و روشن است ؛ چرا که حسن خلق به مانند نیرویی است که به رفتارهای زن و مرد در داخل و خارج از خانه تعادل و هم سانی می بخشد، و دشواری های زندگی را آسان می سازد.



در حقیقت حسن خلق ، افسار مهار کننده ی خودبینی , خودخواهی , غرور و لجاجت است. که زندگی و در کنار هم بودن را آسان و قابل تحمل می سازد.



اما برای پاسخ به سوال دوم، دو مطلب مهم به نظر می رسد: اول آنکه حسن خلق ، یک رفتار نیکو و پسندیده ای است که لازمه ی آن ظهور در اعمال و رفتار زن و مرد است.



دوم اینکه: تاثیر پذیری حسن خلق در اعمال این دو نسبت به یکدیگر ، زمانی میسر است که با ایمان و اعتقاد قلبی همراه باشد. در غیر این صورت ظاهر سازی و نمایش از جانب یکی از این دو و یا هر دو سرانجام آنها را از مسیر اخلاق نیکو دور می سازد.



اخلاق نیكو و خوش خلقی در خانواده از چنان اهمیتی برخوردار است كه دین اسلام تحكیم بنیان خانواده را بر ایمان و اخلاق می داند.



پیامبر اكرم در حدیثی می فرمایند : كامل ترین مردم از جهت ایمان كسی است كه اخلاقش خوبتر باشد و بهترین شما كسانی هستند كه نسبت به همسران خود خوش رفتار باشند. بحار الانوارج1ص389



بنابراین خوش خلقی برای همه ی ما در تمامی زمانها و مكانها لازم است اما اهمیت آ ن در حفظ ساختار خانواده تا آنجاست كه پیامبر در حدیثی می فرمایند:



اگر كسی از دختر شما خواستگاری كرد و دین و اخلاقش را پسندیدید با او وصلت ایجاد كنید و گرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود می آید. وسایل الشیعه ج20ص77



اولین قدم در راه اخلاق نیكو ، ادب در كلام و گفتار است كه نباید از صمیمیت به دور و به بی پروایی نزدیك باشد. كلمات زیبا و جملات محبت آمیز زن و مرد در خانه و حتی خارج از خانه همیشه باید نو و تازه باشد و نباید گذر ایام و در كنار هم بودن آنان را در بر خورد كلامی با هم سرد و عادی كند.



آنان اگر چه با هم دوست و به هم نزدیك هستند ، اما حصار محبت و احترام مانع از آن می شود كه كلمات و جملاتی مانند: بیا غذا،مگر بهت نگفتم،بی عرضه ، و......جای كلمات و جملاتی مانند :



بفرمایید غذا حاضر است ،قبلا كه در این باره باهم صحبت كردیم ،از شما بیش از این انتظار داشتم، و....را بگیرد .



عادت به سخن نیكو و دوری از گفتار زشت ، انسان را به سوی خوش خلقی متقابل رهنمون می سازد . البته آنچه گفتار نیكو را كامل می سازد در برگیرنده اخلاق نیكو است .آرام و شمرده شمرده صحبت كنیم ،لبخند بزنیم ،در كنار همسرمان بنشینیم ،دست او را بگیریم و حرف هایمان را با نیروی محبت به او منتقل كنیم .



از به كار بردن جملات امری پرهیز كنیم و اعتراض خود را مستقیم بیان نكنیم مثلا به جای جمله "بلند شو بریم مگرقرار نبود بریم رستوران" ، بگوییم " رستوران خیلی وقته منتظر ماست ! "



حتی برای شما كه سال هاست از زندگی مشتركتان گذشته شاید سخت باشد ولی غیر ممكن نیست . به یاد داشته باشیم كه كمتر كسی است كه عادت بد یا صفت ناشایست خود را در اثر تندی و پرخاشگری تغییر دهد. اما با توكل بر خدا و كمی همت ، همراه با صبر و گذشت می توانیم در مقابل رفتار ناشایست طرف مقابل او را به اشتباهش آگاه ساخته و به عبارتی او را شرمنده كنیم . اكنون شما هم می توانید طعم شیرین خوشبختی را احساس كنید.

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 22:27 ] [ arezasa ]

[ ]

زندگی چیست ؟ دکتر علی شریعتی

 
زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم

حق و باطل

اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست

روزی یکی از سربازهایی که نگهبان سلول من بود, سوال کرد تو را برای چی گرفته اند؟

اسلحه داشتی؟ جواب دادم : بله. پرسید چندتا داشتی؟ جواب دادم : دو سه تا. پرسید مارکش چه بود؟ گفتم : خودکار دکتر علی شریعتی


سالها اينچنين گذشت و هر چه مينوشيدم تشنه تر ميشدم و هرچه ميخوردم گرسنه تر و هرچه ميگفتم ساكت تر و هرچه ميشنيدم بي جوابتر و هرچه مشهورتر گمنام تر و هرچه شلوغتر تنهاتر و هرچه غنيتر محتاج تر و هرچه آشنا تر بيگانه تر... تا... يقين كردم اينجا جاي من نيست

در این شهر صدای پای مردمانی می آید که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند. مردمانی که صادقانه دروغ می گویند…



قضاوت

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم, کمی با کفش های او راه بروم
انسانیت
انسان بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او ادامه می یابد.
بگذار تا شیطنت عشق....
خدایا اضطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر روح ام عطا کن و لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عزیز بر جانم ریز
سلام
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .


هست و نیست
در بی کرانه زندگی دو چیز افسونم کرد: آبی اسمان که می ببینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست


تهمت و دروغ
تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد
چگونه زیستن
خـدایا تـو چگونه زیـسـتـن را به مـن بـیاموز مـن خـود چگونه مُـردن را خـواهـم آموخـت .


شهرت
خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند


اصلاح فکر
زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست


ادمی
عده ای مثل قرص جوشانند؛ در لیوان آب كه بیاندازیشان طوری غلیان كرده و كف می كنند كه سر می روند اما كافی است كمی صبر كنی بعد می بینی كه از نصف لیوان هم كمترند.
شناخت
حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول بماند مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و دردبیگانگی و غربت را. مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است.


انسان
انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.


مثنوی
احساس می کنم در این مثنوی بزرگ طبیعت مصرع هایی ناتمامیم . بودنمان انتظار یک بیت شدن .


خدا
خداوندا من با تما م کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری


اندیشه
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری .


پشتکار
برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند


چهره دل
هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته باشیم


عقل
خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟


دنیا رو نگه دارید
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !


زنده بودن
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت


حسین
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.


حقیقت
انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد


معنای زندگی
زندگی چیست ؟ نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن


خوشبختی
برای خوش بخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن.

زندگی چیست؟؟
نیا را بد ساخته اند...
کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است .

و این تمام زندگیست
و
زندگی یعنی این ....
ای..
ای زینب: نگو در کربلا بر تو چه گذشت! بگو ما چه کنیم؟

خدایا
خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس

تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خوای زود نخواهم
وهرچه را که تو زود می خوای دیر نخوام
دوست داشتن
کسی را که دوستش می دارید شما را دوست نمی دارد...کسی که شما را دوست می دارد شما او را دوست نمی دارید...کسی که شما دوستش می دارید و او نیز شما را دوست می دارد , به رسم و آئین روزگار هرگز به هم نمی رسند و این رنج است
مذهب
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سال ها مذهبی بودم بدون آنکه خدایی داشته باشم.
دوست داشتن
دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترین قله های عشق پایین نمی اورم
ارزش
ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد.
انسان..
انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت . بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته .بنگر به طرف کدام یک می روی
عشق
دکتر شریعتی:من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالاترین قله های عشق پایین نمی آورم...
گناه
بیا گناه كنیم جایی كه خدا نباشد..
انسانیت
انسان به اندازه ای كه برخوردارتر است انسان نیست بلكه انسان به اندازه ای كه خود را نیازمند تر حس می كند انسان است.
حسرت مرگ
خدایا! به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگوار نباشم
خوشبختی
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.

تنهایی
حتی اگر تنهاترِین تنهایان باشم باز هم خدا با من است.او جبران تمام نداشتن های من است...

شرافت
شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست
کمال
انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی بیشتری می کند

عشق
شق مثل قایقی هست که در اعماق دریا غرق میشود ولی دوست داشتن
مثل قایقی هست که رو این دریا آرام به حرکت ادامه میدهد پس دوست داشته باشیم نه عاشق شویم

هنر
هنر تجلی غریزه آفریدگاری انسان است در برابر هستی که تجلی آفریدگاری خداست
روح
چقدر روح محتاج فرصتهاست که در ان هیچکس نباشد


نیایش
پروردگارا به مندایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در نومیدی عظمت بی نام دین بی دنیا تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما


ایمان
حقیقت همواره همان جایی است که ایمان هست

درون گرایانه
سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
فریاد
من هرگز نمی نالم...قرنها نالیدن بس است...میخواهم فریاد بزنم...!اگر نتوانستم سكوت میكنم...
کتاب ناخوانده
هر انسان كتابی است در انتظار خواننده اش.


فهم
به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، كه من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .
فهمیدن
انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.


فرصت
روزی كه بود ندیدم....روزی كه خواند نشنیدم
روزی دیدم كه نبود....روزی شنیدم كه نخواند


پناهگاه ابدی
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.
عشق
میقترین و بهترین تعریف از عشق این است كه :
عشق زاییده تنهایی است.... و تنهایی نیز زاییده عشق است...
تنهایی بدین معنا نیست كه یك فرد بیكس باشد .... كسی در پیرامونش نباشد!
اگر كسی پیوندی ، كششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعكس كسی كه چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میكند...
و بعد احساس میكند كه از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست ......
مرگ
.. نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ... ولی بسیار مشتاقم ... كه از خاك گلویم سوتكی سازد ... گلویم سوتكی باشد به دست كودكی گستاخ و بازیگوش ... تا كه پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را ...
انسان
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی انجا که بتوانی انسانتر باشی
و از انچه که هستی و هستند فاسله بگیری این رسالته دائمی توست
توحید
دایا من در كلبه حقیرانه خود كسی را دارم كه تو در ارش كبریایی خود نداری
منچون تویی را دارم
وتو چون خود نداری
نیایش
خدایا : رحمتی كن تا ایمان ، نام ونان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را؛ وحتی نامم را در خطر ایمانم افكنم.
تا از آنها باشم كه پول دنیا می گیرند وبرای دین كار می كنند ؛ نه آنها كه پول دین می گیرند وبرای دنیا كارمی كنند .
کسی را دوست میدارم..
خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن
تقدیر
نگاه كه تقدیر نیست و از تدبیر نیز كاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی كه در صمیمیت است تجلی كند اگر هم هستیمان را یك خواستن كنیم یك خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

تنهایی
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم،
برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.
طعم توفیق را می چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .
" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.

انسانها
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

وقتی دیگر نبود
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

نیایش
خدایا:
مگذار که :
ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبه دین ، یا حَمَله تعصب ، و عَمَله ارتجاع هم آواز کند .
که آزادی ام اسیر پسندِ عوام گردد .
که «دینم» در پس «وجهه دینی» ام دفن شود ، که عوام زدگی مرا مقلّد تقلید کنندگانم سازد .
که آن چه را «حق می دانم» به خاطر آن که «بد می دانند» کتمان کنم .
خدایا می دانم که اسلامِ پیامبرِ تو با « نه » آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با « نه » آغاز شد .
مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی ! به« اسلام آری » و به « تشیع آری » کافر گردان 1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند 2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند 3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند 4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 22:2 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس تیکه دار سنگین و پیامک کنایه ای 91
همه می خواهند جای تو را بگیرند بی آنکه بدانند تو هم دیگر جایی نداری …
.
.
.
گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !
.
.
.
پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم …
.
.
.
گفتی : “منو فراموش کن”
اما بپرس “ارزش به یاد موندنو داری ؟؟؟”
.
.
.
تلفنت بوق اشغال میزند ، گوشی را بد گذاشته ای یا دلت را ؟

.

سایر جملات فوق العاده سنگین در ادامــه مطلب


.
.

حرف زدن با تو از عشق
انگار که آب دادن به گلهای پلاستیکی است …
.
.
به بعضی رابطه ها باید “زمان” داد …
ادامه بعضی رابطه ها را نباید ” امان” داد !
.
.
بعضی ها هستن وقتی به ما میرسن با کلی اعتماد به نفس میگن “من با بقیه فرق دارم و مثل همه نیستم” ، بعد معلوم میشه تنها فرقشون اینه که از بقیه خیلی بدترن !!!
.
.
علت سقوط ناگهانی من از چشم هایت را فقط باید در جعبه سیاه دلت جستجو کرد …

.
.
تقصیر برگ ها نیست ، آدم ها همینند !
نفس می دهی ، لهت می کنند …
.
.
گفتم حتما خیری … استخاره ات نکردم !
.
.
لطفا مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید …
.
.
هرچقدر هم که پای یه علف هرز آب و کود بریزی واست میوه نمیاره !
ببین وقتت رو با کی پر میکنی …
.
.
میگی این یکی با بقیه فرق داره ؟؟؟
اشتباه نکن ، این یکی فقط بازیگر بهتریه … !‌
.
.
وقتی دست فشردیم و قول دادیم …
فقط دست تو مردانه بود و قول من !
.
.
هیس !
بگذارید برود ؛ ماندن التماسی نیست …
.
.
سگها با یه دست نوازش تا آخر عمر وفادارِ آدم میمونن ولی بعضی آدم ها دنیایی محبت بهشون می کنی آخرشم دستت رو گاز می گیرن …
.
.
بی نمک ترین مکان جهان احتمالا “دست من” است !
.
.
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …
.
.
دوستت دارم هایت را پس میدهم ، بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ !
.
.
میگفت پای رفتن ندارم …
با سر رفت …
.
.
دردم این است که درکت به دردم نمی رسد …
.
.
گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود دارد به شما لطف می کند ؛ او فضایی خالی به جا میگذارد برای کسی که لیـــــــاقــــــت آنجا بودن را داشته باشد …
.
.
سرت گرم شد ، سرم گرم شد
تو به او ، من به تب !
.
.
این روزها تنها هنر آدم ها دل شکستن است …
.
.
خودت رو صد در صد خرج کسی نکن که فقط تا ده بلده بشماره …
.
.
بعضی از آدمها همونقدر که آرزوی قشنگی ان ؛ واقعیت وحشتناکیم هستند …
.
.
یکرنگ که باشی ، زود چشمشان را میزنی …
خسته می شوند از رنگ تکراریت ، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست …
.
.
اگر میبینی هنوز تنهام ، به خاطر عشق تو نیست …
من فقط میترسم ؛ میترسم همه مثل تو باشند …
.
.
یه وقتایی یه کسایی رو تو زندگیمون راه میدیم که مامان باباهاشون تو خونه به زور راشون میدادن !
.
.
به محضِ اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده ، کوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک !
داغِ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین !
.
.
یکی از اشتباهات زندگی ، آدم حساب کردن اونایی که آدم نبودن ، هنوز هم نشدن ، بعدا هم نمیشن …
.
.
خنده هات پیشکش همون که تو رو از من گرفت …
فقط خواهشا وقتی حالتو گرفت ، برنگرد زار بزن …
.
.
با موجودات عجیبی زندگی میکنیم !!!
موجوداتی که تنها با “بی محلی” آدم می شوند …
.
.
حالا که رفته ای به درک ، این منی که عاشقت بود را پس بده !
.
.
وقتی که مرا دور میزنی یادت باشد که عشق را در میدان من اموختی !!!
دوباره به من خواهی رسید ، شک نکن …
.
.
دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر خوشگل دارد !!!
.
.
عجب طعم گسی دارد دروغ هایت !
وقتی به خورد گوش هایم میرود ، تمام ذهنم را جمع می کند …
.
.
دیگه بهت نمیگم برو به جهنم …
آخه مگه جهنمیا چه گناهی کردن که باید آدمی مثل تو رو تحمل کنن …

[ دوشنبه دهم مهر 1391 ] [ 21:15 ] [ arezasa ]

[ ]

اسم اعظم چیست ؟
پاسخ به این سؤالات، با عنایت به مباحث ذیل میسر است:

اولا: اسماء الهی کلماتی هستند که با نظر به یکی از صفات الهی، به ذات پروردگار اشاره دارند. برای نمونه لفظ شافی با توجه به صفت “ شفادهنده” به ذات خداوند اشاره می کند.

اسماء الهی واسطه بین ما و خدا هستند و ما در هر موردی خداوند را با اسم مناسب آن مورد می خوانیم. مثلا هرگاه درخواست بخشایش گناهان خود را داشته باشیم، خداوندرا با لفظ “ یا غفور” می خوانیم و برای درخواست بهبود یک بیمار، لفظ “ یا شافی” رابکار می بریم، زیرا هر کدام از اسماء الهی اثر ویژه خود را دارند.

برخی اسماء معنی عامی دارند و به جای چند اسم دیگر می توان آن ها را به کار برد، مثل لفظ علیم که اعم از سمیع و بصیر و شهید است؛ به همین دلیل شکل اسماء از نظروسعت و ضیق معنا، در هم تداخل می کنند تا جایی که به اسمی منتهی شوند که دیگر اسمی مافوق آن نباشد و به آن اسم اعظم یا اسم الله الاکبر گفته می شود.

(البته اسم الله الاکبر به معنای دیگری هم به کار رفته است) و چون یک اسم هر چه وسیع تر باشد، آثار و برکات آن هم بیشتر خواهد بود،اسم اعظم دارای وسیع ترین محدوده اثر و برکت است، به گونه ای که هر امر و اثری را در عالم شامل خواهد شد.


ثانیا: در احادیث اسلامی وارد شده که هرکس خدا رابه آن اسم اعظمش بخواند دعای او مستجاب می‏ شود.

و باز وارد شده است که اسم اعظم الهی، از اسرار می ‏باشد، و دانستن آن کلید گشایش بسیاری از مشکلات است، و به همین دلیل جزپیامبران و امامان (ع) کمتر کسی بدان دست‏ خواهد یافت.

امام صادق(ع) فرموده است: به عیسی بن مریم (ع) دوحرف آن عطا شده بود،موسی (ع) چهار حرف، ابراهیم(ع) هشت ‏حرف، نوح (ع)پانزده حرف، آدم (ع) بیست و پنج‏ حرف و محمد (ص) هفتاد و دو حرف را می ‏دانست ،و یک حرف، از آن حضرت هم مخفی بود[1].

در روایت دیگری[2]می ‏خوانیم: اسم اعظم خداوند متعال هفتاد و سه حرف است، و«آصف بن برخیا» فرزند خواهر سلیمان (ع) یک حرف آن را می ‏دانست، که توانست بدان تکلم کند و زمین را مهار سازد و تخت ‏بلقیس را با یک چشم به هم زدن،نزد سلیمان (ع) بیاورد و زمین به حالت اول برگردد[3].

در روایت دیگری آمده: به حضرت عیسی (ع) دو حرف از "اسم اعظم‏" عطا شده بود، که به بیان قرآن می توانست: به اذن خداوند کور مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی را شفادهد و نیز مردگان را زنده گرداند[4].

در روایت دیگری می‏ خوانیم: عمر بن حنظله، به امام باقر(ع) گفت: ای مولای من!منگمان می‏کنم نزد تو مقام و منزلتی دارم.

امام باقر (ع) فرمود: آری، همینطور است.

عمر بن ‏حنظله گفت: حال که چنین است، من از تو درخواستی دارم.

امام فرمود: درخواست تو چیست؟

عمر گفت: می‏ خواهم"اسم اعظم خداوند" را به من بیاموزی!

امام باقر(ع) فرمود: آیا طاقت فهم و درک آن را داری؟!

عمر گفت: آری.

امام (ع) فرمود: داخل اتاق شو.

وقتی «عمر» داخل اتاق شد، امام باقر(ع) دست ‏خود را روی زمین گذاشت، اما بدون فاصله اتاق تاریک شد، به طوری که از ترس، ناله و فریاد «عمر» بلند گردید!

امام باقر(ع) فرمود: چه می‏ گویی؟ آیا"اسم اعظم‏" را به تو بیاموزم؟

عمر گفت: نه، آنگاه امام(ع) دست‏ خود را از روی زمین بر داشت و فضای اتاق به ‏روشنایی و حالت اول بر گشت.[5]

در روایاتی هم می‏ خوانیم: افرادی به حضور حضرت امام حسین(ع) رسیدند وتقاضای آموختن"اسم اعظم الهی‏" را کردند، و چون از تلقی آن ناتوان ماندند،ازاین تقاضا منصرف شدند.[6]

و امام صادق(ع) فرموده است: ان سلمان، علم الاسم الاعظم .[vii] و لذا به اسرار غیبی و وقایع پشت پرده دانا بوده و گاهی آنها را بیان می کرده است.

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود در ذیل آیه «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ»[7]می گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابی الحسن امام رضا (علیه السلام ) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: بلعم باعورا دارای اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا می کرد و خداوند دعایش را اجابت می کرد، در آخر به طرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد،

این ببود تا آن روزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان می گشت ، عبورش به بلعم افتاد، گفت : از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود، الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان ، خداوند قفل از زبان الاغ بر داشت و به زبان آمد و گفت :

وای بر تو برای چه مرا می زنی ؟ آیا می خواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان نفرین کنی ؟ بلعم این را که شنید آن قدر آن حیوان را زد تا کشت ، و همان جا اسم اعظم از زبانش بر داشته شد، و قرآن درباره اش فرموده :

«فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ،وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی اْلأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثَْ»[8].

البته ما عقیده داریم که ازعطایا و کراماتی که خداوند تبارک و تعالی به ائمّه اطهار علیهم السلامارزانی فرموده است،"اسم اعظم"استو این از ویژگی های آنهاست.

1-امام باقر علیه السلاممی فرماید:اسم اعظم خداوند، هفتاد وسه حرف است. آصف بن برخیا فقط یکی از آن حروف را می دانست که توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یک چشم برهم زدن، تخت بلقیس را از سرزمین سبا در نزد سلیمان حاضر سازد و ما ائمّه معصومین - هفتاد و دو حرف از آنرا می دانیم و یک حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده که نزد او مستور است ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم[9].

2-امام صادق علیه السلام فرمود: به حضرت عیسی علیه السلام دو حرف از حرف های اسم اعظم داده شده که به وسیله آن معجزات خود را ظاهر می کرد و به حضرت موسی بن عمران علیه السلام چهار حرف و به حضرت ابراهیم علیه السلام هشت حرف و به حضرت نوح علیه السلام پانزده حرف و به حضرت آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شد

و خداوند تمام حرف ها را برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت او جمع فرمود واسم اعظم هفتاد و سه حرف است که به رسول الله هفتاد و دو حرف آن داده شده و یک حرف در پرده است.[10]

3-امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه مردم، فرمایش امیرالمومنین علیه السلام را انکار می کنند که فرمود: «من اگر بخواهم با همین پایم به سینه معاویه که درشام است می زنم و او را از تختش سر نگون می نمایم» در حالی که عمل آصف بن برخیا را که تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان علیه السلام آورد، انکار نمی کنند؟! آیا پیامبر ما افضل تمام پیامبران نیست؟ آیا وصی او بر ترین اوصیاء نیست؟

پس چرا لااقل امیرالمؤمنین را به قدر آصف نیز باور ندارند؟ خداوند بین ما و بین آنان که حق ما را انکار می کنند و برتری ما را قبول ندارند، قضاوت فرماید.[11]

شخصی به نام علی پسر محمد نوفلی می گوید: از امام هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، هفتاد و سه حرف است و نزد آصف تنها یک حرف بود که وقتی تکلم به آن حرف کرد توانست به تخت و جایگاه بلقیس ملکه سباء دست یابد و آن را در اختیار سلیمان پیامبر خدا قرار دهد و همه این کارها در کمتر از چشم بهم زدنی واقع شود

ولی نزد ما ائمه علیه السلام هفتاد و دو حرف از اسم اعظم خداوند وجود دارد و یک حرف هم نزد خداوند عزوجل است که در علم غیب آن حرف مخصوص خود خداوند متعال است.[13]

نتیجه این که از ائمّه اطهار سلام الله علیهم اجمعین به کرّات و مرّات اعمال خارق العاده ای دیده شده که در بسیاری از آنها نور وجود اسم اعظم خداوند نزد ائمه اطهار مشهود است. البته باید توجه داشت که آنها درمیان خودشان قواعدی دارند که در چه موقع اسم اعظم را به کار گیرند وچه وقت ‏به کار نگیرند.

ائمه علیهم ‏السلام قادر بر انجام امور، از راه غیر طبیعی می باشند و یابه تعبیر دیگر تسلط بر قوانین طبیعی و مافوق طبیعی دارند ولی درعین حال با قوانین عادی و طبیعی و طبق معمول زندگی می‏ کنند. اما می ‏دانند که در چه حالی اسم اعظم را به کار ببرند.

پس بنابر آن چه از روایات به دست می آید، اگر کسی از اسم اعظم خداوند با خبر باشد، ویژگی هایی در او پدید خواهد آمد؛ هر دعایی بکند مستجاب می شود و حتی با اسم اعظم می تواند در جهان طبیعت تصرف کند.

ثالثا: باید توجه داشت که این اسم،از قبیل الفاظ نیست‏ بلکه برای آن، حقیقت و واقعیت دیگری است .

البته در میان مردم مشهور است که خدا اسمی از قبیل الفاظ به نام اسم اعظم دارد که هرگاه به آن اسم خوانده شود، دعا مستجاب می‏ شود; ولی به هنگام مراجعه به اسمای لفظی، چنین اسمی را پیدا نکردند. از این جهت گفته ‏اند این اسم از حروف مجهول برای ما، ترکیب یافته است و اگر ما بر آن دست ‏یابیم، همه چیز را تحت اراده ‏ی خود در می ‏آوریم.

گر چه در برخی از روایات اشاراتی به این نظر هست، چنان که وارد شده است که بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏به اسم اعظم نزدیک‏تر از سفیدی چشم به سیاهی آن است و نیز آمده است که در آیة الکرسی و اول سوره‏ ی آل ‏عمران، حروف اسم اعظم پخش شده است و یا در میان حروف سوره حمد موجود است و امام آن حروف را می‏ شناسد و آنها را ترکیب می‏ کند و دعای او مستجاب می‏ شود.

و هم چنین همان طوری که بیان شد و معروف است؛ آصف بن برخیا ، از اسم اعظم اطلاع داشت وآن را بر زبان آورد و توانست تخت ملکه سبا را در کمتر از یک چشم به هم زدن، نزد سلیمان بیاورد و اسم اعظم دارای هفتاد و سه حرف است، خدا هفتاد و دوحرف آن را به پیامبران آموخته، ولی یکی را برای خود برگزیده است.

ولی بحث های حقیقی از علت و معلول و خواص آن، این نظر را رد می‏ کند، زیرا در جهان هر پدیده‏ای برای خود علت ویژه ‏ای دارد و ضعف و قوت معلول بستگی به کیفیت علت از نظر قوه و ضعف دارد; هرگاه اسم اعظم از قبیل الفاظ باشد، سرانجام از دو حالت‏ بیرون نیست،

اگر تلفظ شود از مقوله کیف مسموع و اگر تصور نشود از مقوله امور ذهنی خواهد بود، و در هر دو صورت چگونه می‏ توان گفت: کیف مسموع و یا صورت خیالی یک شیی‏ء دارای چنین قوه و قدرتی است که در جهان تحولی ایجاد می‏ کند، درحالی که خود اسم اعظم بنابر این فرض، معلول نفس وذهن انسان است.

ﭘس اگر اسمای الهی اعم از اسم وسیع و عام، یا اسم خاص تاثیری در آفرینش دارند، به خاطر واقعیت های آنها است، نه به خاطر الفاظی که از آنها حکایت می‏ کند ونه به خاطر معانی بی اثری که از آنها در ذهن پدید می ‏آید; طبعا باید گفت مؤثر در هرچیز خدا است. از آن نظر که واقعیت این اسماء را دارد، نه لفظ مسموع مؤثر بوده و نه مفاهیم محض.

از طرف دیگر خدا نوید می‏ دهد که من دعای دعوت‏ کنندگان را اجابت می ‏کنم و می‏ فرماید: «...اجیب دعوة الداع اذا دعان...[14]»، ولی مقصود آیه هر نوع دعا نیست، ولو دعایی که هنوز از اسباب طبیعی منقطع نشده و توجه کامل به خدا تحقق نیافته است، بلکه ناظر به کسی است که از هر سببی چشم بپوشد و فقط به پروردگار خود توجه کند;

در این صورت با حقیقت اسمی که با در خواست او کاملا مناسب است، ارتباط پیدا می‏ کند و واقعیت، اثر خود را می‏ گذارد و دعای او مستجاب می‏ شود و این است معنی خواندن با اسم، و لذا هرگاه انسان با اسمی که ارتباط برقرار کرده، اسم اعظم باشد، همه چیز ازاو اطاعت می‏ کند و دعای او مستجاب می‏ شود.

این که می‏ گویند خدا اسم اعظم را به برخی از پیامبران آموزش داده، مقصود این استکه راه انقطاع از غیر خدا و توجه به خدا را به روی آنان باز کرده که در همه جا با واقعیت این اسم، ارتباط برقرار می‏ کنند و دعای آنان مستجاب می‏ شود.[15] و روایات دیگر را هم باید چنین تفسیر کرد و اسمای لفظی و صور ذهنی را، اسم اسم نامید.

پس خواص تاثیرات اسماء الهی و به ویژهاسم اعظم، مربوط به حقایق آنهاست و نه لفظ آنها و یا معنای ذهنی آن ها، و تخلق شخص گوینده به صفات الهی و متصل شدن او به حقیقت اسمای الهی خداوند است که زمینه استجابت دعا را فراهم می کند و می تواند علت برخی تصرفات باشد؛

همان گونه که در دعا حقیقت طلب و دل بریدن از دیگران،یکی از علل بهره مندی از فیوضات است و نه لفظ و یا معنای ذهنی دعا. البته کلمات و الفاظ نیز یاد آور حقایق هستند و از این رو مورد احترامند، ولی تاثیر اصلی مربوط به همان حقایق است. پس تا کسی آمادگی درونی و صفای لازم را حاصل ننماید، هرگز به اسم اعظم خداوند دست نخواهد یافت، به خلاف اسم لفظی که ممکن است از هر کسی خارج شود.

رابعا: در عرفان اسلامی، آمده است که از سویی نظام اسمای الهی در واقع توجیه کننده ی خلقت عالم است و عالم همه عرصه ی جلوه نمایی اسماء و صفات حق است و هر یک مظهر اسمی از اسماء الهیه می باشند و از سویی دیگر ازجمله ی اسماء اسم اعظم است و اسم اعظم جامع جمیع صفات حق می باشد ، پس مظهر اسم اعظم باید حائز کمالات مظاهر دیگر باشد و این همان انسان کامل است که از آن به حقیقت محمدیه هم تعبیر می آورند .[16]

نتیجه این که شما با دقت در این چند نکته ای که بیان کرده ایم می توانید به پاسخ هر دو سؤال خود دست یابید. (دقت کنید)


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

www.MASAFPORTAL.com

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلواتی هدیه نمایید...

"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

پی نوشت ها :

[1]. نفس ‏الرحمن، ص 310; بصائر الدرجات، ص 9 – 228.

[2]. نفس الرحمن، ص 310; بصائر الدرجات، ص 9 - 228 .

[3]. نمل/40

[4]. سوره آل عمران، آیه 49; نفس الرحمن، ص 310 .

[5]. نفس الرحمن، ص 311; بصائر الدرجات، ص 230 .

[6]. نفس الرحمن، ص 311; اثبات الهداة، ج 5، ص 194 .

[7].الاختصاص،ص 8; اختیار معرفة الرجال، ص 11; بحارالانوار، ج 22، ص 341; بهجة الامال، ج 4، ص‏412;الدرجات الرفیعة، ص 210 .

[8]. اعراف/175"و بر آنها بخوان سر گذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ،ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد"

[9]. اعراف/175 و176 " ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد و اگر می خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش ها) بالا می بردیم (اما اجبار بر خلاف سنت ماست ،پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرائید ،

و از هوای نفس خود پیروی کرد ، مثل او همچون سگ (هار)است که اگر به او حمله کنی ، دهانش را باز فو زبانش را برون می آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری ،باز همین کار را می کند ، (گوئی چنان تشنه دنیا پرستی است که هرگز سیراب نمی شود) این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند ."

[10]. بحارالانوار، ج 27، ص 25

[11]. بحارالانوار، ج 27، ص 25 و26

[‎‎[12. بحارالانوار، ج 27، ص 28‏‎-‎تفسیر نمونه، ج 7ف ص 30‏‎ ‎، جلد 15 صفحه 468-476-دانشنامه رشد، ذیل اسم اعظم

[13]. بحار الانوار، ج 50، ص 176، شماره 55. دانشنامه رشد ، ذیل اسم اعظم

[14]. بقره/186(دعای دعا کننده را ، به هنگامی که مرا می خواند ، پاسخ می گویم. )

[15]. تفسیر ‏ المیزان ج8 / 370و371‏ ‎

[16]. تجلی و ظهور در عرفان نظری ، سعید رحیمیان ص 255-259

[ شنبه هشتم مهر 1391 ] [ 9:27 ] [ arezasa ]

[ ]

اللهم عجل لوليك الفرج
قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اين همه آب كه جاريست، نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
‎اللهم عجل لوليك الفرج

[ شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ] [ 15:55 ] [ arezasa ]

[ ]

به چه مینگرید ؟؟؟

مگر شما در آن دور دست ها چه دیدید

که هر چه می سوختید نورتان بیشتر می شد

و من هر چه می سوزم دودم بیشتر!!

((اللهم عجل لولیک الفرج به حق مادرمون زهرا ))
 

[ شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ] [ 15:41 ] [ arezasa ]

[ ]

درود بر مردم ایران

[ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 ] [ 0:13 ] [ arezasa ]

[ ]

مرگ بر شیطان

[ سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 ] [ 0:9 ] [ arezasa ]

[ ]

(جملات زیبا و پرمعنی)
(جملات زیبا و پرمعنی)

به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره ...
.
.
.
به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
.
.
.
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ...
.
.
.
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
.
.
.
به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست ...
.
.
.
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
.
.
.
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دائمیه!
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند ...
.
.
.
به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !
.
.
.
به سلامتی کسی که دید بغلیش تو تاکسی پول نداره
به راننده گفت : پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن!
.
.
.
به سلامتی بیل! که هرچ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه ...
.
.
.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره ...
.
.
.
به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه ...
.
.
.
به سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن ...
.
.
.
گل آفتابگردان را گفتند:
چرا شبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت : ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند ...
.
.
.
بسلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه ...
.
.
.
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم ...
.
.
.
به سلامتی کسی که وقتی بهش زنگ میزنی و خوابه
ولی واسه اینکه دلت رو نشکنه میگه: خوب شد زنگ زدی؛ باید بیدار میشدم ...
.
.
.
به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری ...
.
.
.
به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌
انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی ...
.
.
.
به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !
.
.
.
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطر غروب پاییزه ...
.
.
.
بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا "تومن"
چون هم تو هستی توش، هم من ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
.
.
.
سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
.
.
.
به سلامتی اون پسری که خواست آدم بشه ...
ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت و بهش فهموند که
همیشه پای یک زن در میان است !
.
.
.
به سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز که ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
.
.
.
به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه ...
.
.
.
به سلامتی دوست خوبی که
مثل خط سفید وسط جاده است
تکه تکه میشه
ولی بازم پا به پات میاد ...
.
.
.
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده ...
.
.
.
به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه
میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش،
اما بچه اش خجالت میکشه
به دوستاش بگه که این پدرمه ...
.
.
.
به سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها همینش هم ندارن !
.
.
.
به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با یه شلوار کردی دور زد ...
.
.
.
به سلامتی سرنوشت که نمی‌شه اونو از سر نوشت ...
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
.
.
.
به سلامتی اون کارگری که از افتضاح اختلاس 3000 میلیارد تومانی خبر داره اما باز اول صبح بچه شو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه ...
.
.
.
به سلامتی اونهائی که دوستت دارم رو درک می کنند و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن ...
.
.
.
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ...
.
.
.
به سلامتی دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین... چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم !
.

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 16:27 ] [ arezasa ]

[ ]

بخند
ه حیف نون میگن خاطره از کودکی داری ؟
میگه آره :
تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه !
تازه یه داداش کوچکتر داشتم اسمش بتمرگ بود !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پشت یه ماشین نوشته بود:
“به هرکی که دل بستم فرداش بهم گفت شارژ داری واسم بفرستی!!”
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
طبق آخرین نظر سنجی ها
یکی از مهیج ترین تفریحاتِ آقایون
تماشای پارکِ دوبل بانوان است !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دقت کردین
لب آدم هیچ وقت تبخال نمیزنه مگه این که ۲۴ ساعت بعدش
عروسی یا مهمونی دعوت باشی…!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی متأهلی یعنی
به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد
اونوقت جواب بگیری:
یه بسته قارچ، آب‌لیمو، مرغ ، نون !

پیشنهاد :
دختر خانومها جهت جلوگیری از ترشیدگی ، از این به بعد
به نیت یکی بودن خدا ۱ دونه سکه مهر کنین !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
۷ ﺑﺎﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ بگو “ﭼﺴﺐ , ﭼﯿﭙﺲ , ﺳﺲ؟”
حالا سوتی هایی که دادی رو بفرست حال کنیم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
راز چیست ؟
چیزیه که شما به همه میگید که به هیچ کسی نگن !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نصیحت حیف نون:
تا زنده‌ای، زندگی کن
هر وقت مرگ اومد سراغت، اون وقت بمیر!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
“همونجاهاست” چیست ؟
سر راست ترین آدرسِ مامان ها ، وقتی چیزیو پیدا نمیکنی !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جدیدترین کشفیات دانشمندان :
“دخترها از آنچه در زمستان میبینید لاغرترند” !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن
همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اکبر بینی بزرگی داشت و خیلی مهربان بود و باهوش و سختکوش
خوش برخورد و با جنبه و مؤدب و خوش لباس و متین و فروتن و خوش صحبت
و باشخصیت و تمیز و مرتب. بچه های محل صداش می کردند اکبر دماغ !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…
اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک
درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 16:16 ] [ arezasa ]

[ ]

دوده سیگارم را بیشتر از تو دوست دارم کمرنگ هست، ولی دو رنگ نیست.
قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده
زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد
کاشمری : در آرزوی ازدواج
کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی
ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد
هشتگرد : ۵
خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است
وایمکس : درنگ چرا؟
خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر
شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد
گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را خبر می کنند.
البرز: عربها به « پرز » گویند
چرا عاقل کند کاری‌:‌ یک ضرب المثل شیرازی.
هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود
غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای
قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود
پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد
مختلف : مرگ مغزی
مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند
جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن
کته ماست : آن گربه مال ماست
Saturday : روز جهانی ساطور
کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟
سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند
یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها
وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر
اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن
نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت
نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده
تهرانی: تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه
اگه خوب بود تشکر یادتون نره :دی

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 16:9 ] [ arezasa ]

[ ]

๑۩۞۩๑ ده سوالی که خدا از تو نمی‌پرسد ๑۩۞۩๑
1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 16:7 ] [ arezasa ]

[ ]

ایران تا 50 سال اینده

 

* قیمت هر سکه طلا امروز در بازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است.

* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خداحافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت ...... به قولی......

* دولت موفق شد نرخ تورم را کاهش داده و آنرا از 63% به 62.5%  برساند.

* یکصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود.

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.

* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.

* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.

* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد.

* به علت برخی مشکلات و نواقیص، چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یک اتومبیل بخرند.

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.

* امسال تعطیلات تابستانی از 4 ماه به 5 ماه افزایش می یابد.

* 70 درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالیست که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملکه زیبایی برگزار می کند.

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.

* شرکت ایرباس، طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده اند.

[ یکشنبه هفدهم مهر 1390 ] [ 8:27 ] [ arezasa ]

[ ]

يک روز ملا نصر الدین

يک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.

الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .

ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد.

ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید.

هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد.

ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد ، که استراحت کند.

در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد .

وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود.

به ناچار خودش برگشت پایین .

بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده،

بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

بعد ملا نصر الدین گفت:

لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد

هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد!!!

[ دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 ] [ 21:58 ] [ arezasa ]

[ ]

مردي براي اصلاح

مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت در بين کار گفت و گوي جالبي بين آنها در گرفت.

آنها در مورد مطالب مختلفي صحبت کردندوقتي به موضوع خدا رسيد

آرايشگر گفت: من باور نمي کنم که خدا وجود دارد.

مشتري پرسيد: چرا باور نمي کني؟

آرايشگر جواب داد: کافيست به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت اين همه مريض مي شدند؟ بچه هاي بي سرپرست پيدا ميشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجي وجود داشت؟

نمي توانم خداي مهرباني را تصور کنم که اجازه دهد اين همه درد و رنج و جود داشته باشد.

مشتري لحظه اي فکر کرد اما جوابي نداد چون نمي خواست جر و بحث کند.

آرايشگر کارش را تمام کرد و مشتري از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از مغازه بيرون آمد مردي را ديد با موهاي بلند و کثيف و به هم تابيده و ريش اصلاح نکرده ظاهرش کثيف و به هم ريخته بود.

مشتري برگشت و دوباره وارد آرايشگاه شد و به آرايشگر گفت:ميدوني چيه! به نظر من آرايشگرها هم وجود ندارند.

آرايشگر گفت: چرا چنين حرفي ميزني؟ من اينجا هستم. من آرايشگرم.همين الان موهاي تو را کوتاه کردم.

مشتري با اعتراض گفت: نه آرايشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هيچکس مثل مردي که بيرون است با موهاي بلند و کثيفو ريش اصلاح نکرده پيدا نمي شد.

آرايشگر گفت: نه بابا! آرايشگرها وجود دارند موضوع اين است که مردم به ما مراجعه نميکنند.

مشتري تاکيد کرد: دقيقا نکته همين است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نميکنند و دنبالش نمي گردند.

براي همين است که اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد.!

 

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟

 

گفت : چهار اصل

1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم

3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم

4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم

[ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 18:38 ] [ arezasa ]

[ ]

لقمان حکیم
روزی قمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .

[ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ] [ 10:41 ] [ arezasa ]

[ ]

گویند...............
ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند.
پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!
کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!!
و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!
مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت...
کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!
معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم...
اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !

[ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ] [ 10:38 ] [ arezasa ]

[ ]

مردی...........
مردي در كنار رودخانه‌اي ايستاده بود.
ناگهان صداي فريادي را ‌شنید و متوجه ‌شد كه كسي در حال غرق شدن است.
فوراً به آب ‌پرید و او را نجات ‌داد...
اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را شنید و باز به آب ‌پرید و دو نفر ديگر را نجات ‌داد!
اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك مي‌خواستند ‌شنید ...!
او تمام روز را صرف نجات افرادي ‌كرد كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ، غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانه‌اي مردم را يكي يكي به رودخانه مي‌انداخت...!

[ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ] [ 10:35 ] [ arezasa ]

[ ]

پرسشهایی که در موقع دیدن سریال های ایرانی پیش می اید
در حین تماشای یك سریال ایرانی چه سوالاتی پیش می آید؟ «بابا جون؟» « جونم بابا جون؟» « این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟» « خب... خب... خب حتما اینجوری راحتتره دخترم.» « یعنی با لباس راحتی سختشه؟» « آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!» « پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟» «....... هیس بابایی، دارم فیلم میبینم.» « باباجون، كم آوردی؟!» « نه عزیزم، من كم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم.» « خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود.» « چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت میكنه.» « آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟» « نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه.» پس چرا بدون مانتو میخوابه؟ » « خب مامانت اینجوری راحتتره.» « اون آقاهه هم چون میخواسته حجابشو رعایت كنه با كت و شلوار خوابیده بود؟» « نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.» « پس چرا خانمش كه خیلی هم خانم خوبیه بهش كمك نكرد لباسشو در بیاره؟!» « چون میخواست شوهرش روی پاهای خودش بایسته.» « واسه همینه كه شما نمیتونید روی پاهای خودتون بایستید؟» « عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟» « داری میپیچونی؟» « نه قربونت برم عزیزم، اما یه بچه خوب كه وسط فیلم اینقدر سوال نمیپرسه؛ باشه عسل بابا؟» « اما من هنوز قانع نشدم.» « توی این یك مورد به مامانت رفتی؛ خب بپرس عزیزم.» « چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل میخوابن؟» « واسه اینكه تختخوابشون كوچیكه، دو نفری جا نمیشن.» « خب چرا یه تخت بزرگتر نمیخرن؟» « لابد پول ندارن دیگه.» « پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما ماشین نداریم؟» « چون ماشین باعث آلودگی هوا میشه، ما نخریدیم عزیزم.» « آهان، یعنی آدما نمیتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه كه حجابشون رو رعایت میكنن، باعث آلودگی هوا میشن، شما و مامان كه باعث آلودگی هوا نمیشین حجابتون رو رعایت نمیكنین؛ درست گفتم بابایی؟ » « آره دخترم، اصلا همین چیزیه كه تو میگی، حالا میشه من فیلم ببینم؟» « باشه، ببین بابایی اما تحت تاثیر این فیلمها قرار نگیری بری ماشین بخریها، به جاش برو به مامان یاد بده حجابشو موقع خواب رعایت كنه كه تو اینقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خج------------------- نكشی

[ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 ] [ 3:32 ] [ arezasa ]

[ ]

سلام
 

سلام ؛ من پستچی هستم با پست سفارشی واستون یه بوس فرستادن اگه ممکنه لپ تون رو جلو بیارین تحویل بگیرین

[ پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ] [ 11:8 ] [ arezasa ]

[ ]

کسی که
کسي که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است.

کسي که راست و دروغ براي او يکي است متملق و چاپلوس است.

کسي که پول مي گيرد تا دروغ بگويد دلال است.

کسي که دروغ مي گويد تا پول بگيرد گداست.

کسي که پول مي گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضي است.

کسي که پول مي گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است.

کسي که جز راست چيزي نمي گويد بچه است.

کسي که به خودش هم دروغ مي گويد متکبر و خود پسند است.

کسي که دروغ خودش را باور مي کند ابله است.

کسي که سخنان دروغش شيرين است شاعر است.

کسي که علي رغم ميل باطني خود دروغ مي گويد زن و شوهر است.

کسي که اصلا دروغ نمي گويد مرده است.

کسي که دروغ مي گويد و قسم هم مي خورد بازاري است.

کسي که دروغ مي گويد و خودش هم نمي فهمد پر حرف است.

کسي که مردم سخنان دروغ او را راست مي پندارند سياستمدار است

[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 11:59 ] [ arezasa ]

[ ]

كوروش كبير

 

كوروش كبير:هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر

 ملت آزاد است كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هرگاه نخواهد

مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد

[ پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389 ] [ 13:52 ] [ arezasa ]

[ ]

يا حسين
دوست دارم هرچي دارم بدم به راه تو حسين تاسينه خيز بيام ميون بين الحرمين

[ سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ] [ 23:9 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس تبریک تولد
سالها پيش كه صدا بود و آسماني روشن چشمان زيبايت را باز كردي و اكنون هر بار كه پلك ميزني وجودم را لبريز از عشق و آرامش ميكني تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


روشن ترين ستاره شب در چشمان توست وقتي كه ميخندي.. ای اسوه عشق و محبت
... طلوع زیبای زندگیت بی غروب باد تولدت مبارك

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قشنگترين روز زندگي من روز شكوفا شدن گل وجودت است و حضورت معناي زندگيم شده لحظه ها را به شوق ديدن نگاهت سپري ميكنم به يمن آمدنت با آسماني ترين احساس تولد زيبايت را تبريك ميگويم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نخستين چكه ناودان احساسم را در قالب كلامي از جنس گلهاي ياس ميريزم و آن را به آسمان نيلوفري دل زلالت براي روز ميلادت هديه ميكنم

تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


روزي كه به دنيا آمدي هرگز نميدانستي زماني خواهد رسيد كه آرامش بخش روح و روان كسي هستي كه با بودن تو دنيا برايش زيباتر است بهانه زندگيم تولدت مبارك

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تنها بهانه نفس كشيدنم سالروز تولدت آسمانيت تمام رزهاي سرخ عشق ميخك هاي صورتي وفا و ياسهاي سفيد مهرباني را تقديم وجودت پر مهرت ميكنم

تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

 

تمام گل واژه هاي هستي را در سبدي از عشق جمع كرده تا درسالروز شكفتن گل وجودت تقديمت كنم

تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


روز ميلادت تمام عشق به همراه قاصدک های احساسم پیغام تولدت رابه سمت آسمان خوشبختی می فرستم
تابه تو بگویم بهترینم تولدت مبارک..


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از یک نگاه تو رنگم پریده است قربان آن شوم که تو را آفریده است

..... عزیزتولدت مبارک

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به شکرانه این روز عزیز, پیشانی ام را برخاک می گذارم و خدا راسپاس می گویم که چون تویی را آفرید...
چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب تر شد که تمام دنیای من شدی!
تولدت مبارک


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


سالها پيش در چنين روزي دنیا صدای گریه کودکی را شنید. که امروز تنها بهانه برای خندیدن من است هدیه ام قلبی است که تا ابد برایت خواهد تپید . . تولدت مبارك
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


خوبترينم،روز بدنيا آمدم اگر مي دانستم که فرشته مهرباني چون تو قبل از من براي حمايت من بدنيا آمده هرگز آنقدر گريه نميکردم. "........"روزيکه آمدي تا بامن دردنياي زيباي عشق همگام باشي مبارک


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تقديم به کسي که شکفتن هيچ گلي زيباتر از لبخند او نيست
جشن ميلادت بهترين بهانه براي فکر کردن به تو و به ياد آوردن خوبي هايت است.....سالروز تولدت مبارک

 

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تقدیم به صاحب چشمانی که عظمت و شکوه عشق با او برایم معنا شد:
امروز روز میلاد توست...اما تو نه فقط امروز که هر روز در میان پنجره چشمانم متولد می شوی... تو در تمام طول روز در افق نگاهم تکرار می شوی و شب در میان نگاهم در میان عشق و در میان ستاره های آسمان همچون ماه می درخشی تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

ميلاد سبزت را در دشتي از ياسهاي مهرباني با نجوي سيمين آبشاران جشن ميگيرم
تولدت مبارك


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


....عزيزم، روزتولد انسانها در هيچ تقويمي ثبت نميشود،چراکه اين روز در قلب کساني که دوستمان دارند ثبت شده است. .........،روز شکوفته شدن غنچه وجودت را تبريک ميگويم

 

 

 

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:24 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس جالب سرکاری
انواع عشق
مثل قصه نوح:از ترس طوفان ميان پيشت
ابراهيم: بايد همه چيزتو قرباني كني
مسيح: آخرش به صليب ميكشنت
موسي: يه كم كه دور ميشي يه گوساله جاتو ميگيره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پيامك دادي و از خود به در شدم"
از ديدنش، به جان تو، كلى پكر شدم!
از دست شكوه‏هاى تو، من خون جگر شدم
بد بود حال و روزم و از بد، بدتر شدم!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دترعزمیسزادتوم

همون “دوستت دارم عزیزمه”

 

که کلماتش برای سریعتر رسیدن به تو ، از سر و کول همدیگه بالا رفتن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ز هر طرف که رفتم بر سرعتش بیفزود

زینهار زین خیابان وین داف بی مروت

 

به غضنفر میکن یه آدم سرشناس بگو میگه سلمونی سر کوچمون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غضنفر میره اونطرف خاکریز دستشویی کنه.

 

تو همون حال میبینه دوتا فرشته دارن می برنش بالا!

میگه چی شده خواهر؟

میگن: رو مین ریـــــ *ــدی برادر!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اینم یه اس ام اس جاده ای :


سلامی به شتاب آکسور

به قدرت ماک
به زیبایی اف اچ
به سفتی مایلر
به نرمی آکتوروس
به بی خیریه هوو
به نامردی دانگ فنگ
به جاداری انترناش

به تو که دوریت مثه قسط عقب افتاده ولوو ست ....


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


جات تو دلمه!
.
.
.
.
....
.
.
فقط جاتو خیس نکنی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زن به زرق و برق مي انديشد
مرد به قبض برق مي انديشد
زرق و برق و قبض برق=زر ورق

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:23 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس عاشقانه جديد بسيار زيب
صدای قلب نیست ..

صدای پای توست که شب ها در سیـــــ ــنه ام میدوی ..

کافیست کمی خسته شوی

کافیست بایستی ..


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


این سخن در آسمان باید نوشت:

با تو در دوزخ مداوم

بی تو هرگز در بهشت…


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ای عشق کجاست دیده ی دیدن تو

در باور کیست حس فهمیدن تو

عمری طلبیدیم و نشد قسمت ما

یک لحظه مجال دست بوسیدن تو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دلم
سنگ‌پشت کوچکی ست که
هرچه می‌دود
به هیچ‌کس نمی‌رسد...

مژگان عباسلو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


فاصله
خط عابر پیاده ندارد
دست مرا
بگیر و از آن رد کن

مژگان عباسلو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر
به یادت نمی‌آیم،
دلیل ِ فراموشی تو نیست؛
من،
ترس از ارتفاع دارم

مژگان عباسلو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آمدن را
از باد و باران بیاموز
رفتن را
از دل ِ من.

مژگان عباسلو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آدم به جرم خوردن گندم

با حوا

شد رانده از بهشت

اما چه غم

حوا خودش بهشت است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با نگاهی

هرس کن

علف های هرز دل تنگی م را


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


زیر چترمهربانی‌ات
مرا پناه می‌دهی؟

باراني ام امروز

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:23 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس جملات کوتاه ولی عمیق
تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسان‏تر است، تحمل اندوه از گدایی شادی راحت‏تر است. بهتر است انسان بمیرد تا به گدایی زندگی برخیزد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دو تن ممکن نیست با هم خویشاوند شوند،خویشاوند بوده اند خود نميدانستند


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سنگی در چاه انداختم
.
.
.
.
دلم برای 40 عاقل تنگ شده بود


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نه قبل و نه بعد،فقط اكنون در دستان توست.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 


گاهی گمان نمیکنی ولی می شود

کاهی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود....!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کسی که برای بودنت خدارا شکر نمی کند .
.
.
برای برگشتنت نیز دعـــــا نخـــــواهد کـــــرد .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بقیه در ادامه مطلب
عشق ، کوری ست که از خیابان عبورش می دهی......بی آنکه بدانی عبورت داد..


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 


طوفان شن

طوفان بی پایان

چه خاکسپاری باشکوهی

برای زمین

برای زمان!!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بشر در این دنیا بیشتر از همه موجودات مصیبت و عذاب کشیده ، بهترین دلیلش هم این است که در بین تمام آنها فقط او می تواند بخندد . (نیچه)


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


انسان نادان ؛ در دور دست ها به دنبال شادی می گردد اما انسان دانا ان را در زیر پاهای خود پرورش میدهد.(جیمز اوپنهیم - شاعر امریكایی)


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می‌باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود.

هیوز


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنهایی که من میشناسم دو دسته اند...

آنهایی که رفتند... ...


و آنهایی که ماندند...


اما... . . .


اما تنها آنهایی که رفته اند مرا میشناسند


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


تشکر و حق شناسی یک نفر ممکن است زندگی انسانی دیگر را برای همیشه دگرگون سازد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زندگی مثل تك‌نوازی ویولون در حضور جمع است
در همان حالی كه دارید شیوه نواختنش را یاد می‌گیرید


ساموئل باتلر


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پیچ جاده آخر راه نیست مگه اینکه تو نپیچی


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.

 


"جبران خلیل جبران"


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

كسی كه در بیرون از خانه خود را عاقلتر از محیط خانه نشان دهد، احمقی بیش نیست.((مثل آلمانی))

 


این که ممکن است یک پیام هیچ گاه دریافت نشود...

به معنای آن نیست که ارزش مخابره ندارد...

سگاکی


این كه چقدر زمان داری مهم نیست چگونه می گذرانی مهم است. (لینكلن)


همیشه باید نگاه کرد که آدم ها می خواهند چه چیزی را درباره شان باور کنیم . و این همان چیزیست که هرگز نباید باور کنیم

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:22 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس غمگين - دل شكسته
چشات دیگه از من خسته و سیره / اما هنوز چشمای من اسیره

فقط بدون که این دلشکسته / منتظره بگی واست بمیره


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من اگر دختر/پسر نفرین شده ی اندوهم، یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم

تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی که فقط لایق آتش زدنی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت، اینگونه در التهاب فردا نگذاشت

سوگند نمیخورم ولی باور کن کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

 

 


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از ساعت متنفرم، از این اختراع عجیب بشر که جای خالی حضور تو را به رخ دلتنگی هایم میکشد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گفتم به گل زرد چرا رنگ منی، افسرده و دلتنگ چرا مثل منی

من عاشق اویم که رنگم شده زرد، تو عاشق کیستی که هم رنگ منی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دوسش داری؟ بهش بگو، منتظرشی؟ بهش بگو، شبا به خاطرش نمیخوابی؟

بهش بگو، اما هیچوقت بهش دروغ نگو که دروازه ی جدایی ها دروغه

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اشک هایم را برای چشمانم می نویسم، چشمم می خواندش و دلم گوش میدهد و قدری آرام می گیرد

پس هنوز هم چاره ای هست که دوری ات را تحمل کنم، تا اشکی هم نباشد خدا بزرگ است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


من همان قاب تهی خسته و بی تقصیرم که بی تو و تصویر دلت می میرم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بمان با من که بی تو صدای خسته در بادم، در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

نمیدانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم، بیا ای یار با من باش کم من تنهای تنهایم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود میافتی

اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با اشکی که از دوریت بر چهره دارم / تو را تا صبح محشر دوست دارم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگه تموم ابرا آسمون ببارن

گلای قالی نمیشکفن

این قانون زیر پاماندنست

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شده ام معادله ای چند مجهولی

این روز ها

هیچکس

از هیچ راهی نمی فهمدم!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


امشب این خانه عجب حال وهوایی دارد

گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد !

همه رفتند ازین خانه ، ولی غصه نرفت

بازم این یار قدیمى چه وفایی دارد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ز مرگم هیچ نمیترسم,اگر دنیا سرم ریزد,

از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


کودک فال فروش را پرسیدند: چه میکنی؟

گفت: به آنان که در

امروز خود مانده اند فردا را میفروشم!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از غمش ناله کنان میخوانم بى دلم رفت ولى با دل او میمانم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


خوبی چه بدی داشت که تکرار نکردی، مهر مرا بردیو ز من یادی نکردی

روزگار میگذرد این چنین شاد نباش، آخر تو جوابش میدهی این همه ظلم که بر من کردی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وفاداری را باید از نیلوفر آموخت ، که دور هر شاخه ای می پیچه و در آغوشش می میره .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چترم باز باشه یا بسته فرقی نمیکنه، بی تو آسمان دلم همیشه بارانیست

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتی عشقت تنهات گذاشت ، نگران خودت نباش که بدون اون چیکار می کنی

شرمنده دلت باش که یک باره دیگه بهت اعتماد کرد .


 

 


 

 

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:22 ] [ arezasa ]

[ ]

سری جدید گلچین اس ام اس با موضوع بوسه
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


غمگین تر از همیشه تو ا بوس میکنم

این لحظه را به عشق شما بوس میکنم

اینقدر عاشقانه دلم تنگ میشود

گاهی تو را شبیه خدا بوس میکنم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

"گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم"

زیر پل ماچ به آن لپ ملوست بدهم

آتش دیر مغان شعله کشد از لب تو

گرچه جزغاله شوم یکسره بوست بدهم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نیست در این گفته من سوسه ای گر تو به من قرض دهی بوسه ای
بوسهء دیگر سر آن مینهم لحظه دیگر به تو پس میدهم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


گفته بودم كه اگر بوسه دهي،توبه كنم

كه دگر باره ازين خطاها نكنم

بوسه دادي،چو برخواست لبت از لب من

توبه كردم كه دگر توبه ي بيجا نكنم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بوسیدن قول ماندن نیست شروع با هم بودنه

درک و هم را فهمیدن و حس به هم رسیدنه . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لبهای مرا از همه استثنا کن

یک بوس خصوصی به لبم اهدا کن !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیگه بوسه قدقن

ماچ و عشوه قدغن

توی عمق فاجعه

رفتن بی جا قدغن

جمع دو تایی ما

باشه به هر جا قدغن


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بوسه اسم است، چون عمومی است.

فعل است، چون هم لازم است هم متعدی .

حرف تعجب است، چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند.

ضمیر است، چون از قید انسان خارج نیست .

حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل میکند.


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


عجب لبي ! شكرستان كه گفته اند ، اينست

چه بوسه ! قند فراوان كه گفته اند اينست

به بوسه حكم وصال مرا امضا كن

كه آن نگين سليمان كه گفته اند اينست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شرابي از لبت در جام کردي

مرا با بوسه شيرين کام کردي

دلم آهوي وحشي بود و او را

ندانم با چه افسون رام کردي

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا کی به نگاه تو دلم خوش باشد

با بوسه ی عکست نگهم خوش باشد

من می روم و یکسره می می نوشم

بگذار که ساعتی دلم خوش باشد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنقدر بوسيدمش تا خسته شد

خسته از بوسيدن پيوسته شد

خواست تا لب بر شكوه وا كند

لب نهادم بر لبش تا بسته شد


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

يك بوســـــــه ز تو خواســتم و شش دادي

شاگــــــرد كه بــودي كه چنين اســـــــتادي

خوبـــــي و كـــــــرم را چـــو نكو بنيــــــــادي

اي دنيــــــــــــــا را ز تو هـــــــــــــــــزار آزادي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به چیـن زلف تـوشا نه کشیــدم

دمادم ازرخ تــو بــوســه چیدم

من از بــــاغ رخـت صـــد لالـه چیـــد م

تو خواب بودی و من سرمست زعشقت


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اي واي نكنه عاشقي هامون دروغكي باشه
من دوست ندارم بوسه هامون يواشكي باشه


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دلم کرده هوایت نازنینم

فدای بوسه هایت ! نازنینم

تمام صورتت پنکیک پوش است

بگو بوسم کجایت نازنینم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای عشق کجاست دیده ی دیدن تو

در باور کیست حس فهمیدن تو

عمری طلبیدیم و نشد قسمت ما

یک لحظه مجال لب بوسیدن تو


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند / قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است

بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند / تارموی توست اما ریشه ی عمر من است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ببخشید ، میشه یه بوس بندازی !؟

” کانون بوس ندیده ها ! “

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


1 بوس

۲بوس

۳بوس

۴بوس

۵بوس

 

….

بسه دیگه بوسم نکن مرسی !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزیزانى که اس ام اس ندارند بوس هم پذیرفته میشود آدرس اینترنتى ما،دبلیو دبلیو داد،داد داد نداد به زور مى بوسیم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!

فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!

به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت:

نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟

فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یکی در آرزوی دیدن توست/یکی در حسرت بوسیدن توست/ولی من ساده و بی ادعایم/تمام هستیم خندیدن توست..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

لبخند تو طلوع و بوسه ی تو غروب منه ممنونم بخاطر اینکه بهترین و شگرف ترین دوست و همدم منی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برو بشین رو پشت بوم روتو بکن به آسمون در جهت وزش باد یه بوس فرستادم برات

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

تمام شیرینی عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

به قربون موبایل توی دستت/که بوسه می زنه انگشت شستت/الهی من بشم صفحه موبایلت/که تو سیلم کنی با چشم مستت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -


ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را / باغ صد رنگ ندارد لب خندان تو را

می و میخانه کجا حال نگاه تو کجا؟؟ / که ندارد بشری حالت چشمان تو را

لب به دندان گزم از حسرت یک بوسه ی گرم / چون به لبخند ببینم لب و دندان تو را

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بسی مستی در ان چشم سیاه است. مرا صد آفرین در هر نگاه است. تبی از بوسه ی گرم تو دارم. بر این تب آتش لب ها گواه است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سکوت مقدس عشق را میستایم بر لبهای بسته اش بوسه میزنم شاید مرحمی باشد برای

فریاد در گلو مانده ام سکوت میکنم ، صبر میکنم و همین است که مرا هر روز به عشق مجنون تر میکند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگه تونستی زیر آب یه نفس عمیق بکشی یا اگه تونستی یه بوسه به آتیش بزنی یا اگه تونستی همه ی ستاره های آسمون رو بشماری اون وقت من می تونم تو رو فراموش کنم ….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

عزیزم، بوسم میدی . بوسم میدی .بوسم میدی .بوسم میدی . خیلی بو سم میدی، سم پاشی می کردی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

اگه نمیزاری بوست کنم اگه نمیزاری نازت کنم اگه نمیزاری بغلت کنم حداقل بزار تو بخورم که . . آخه من گوسفند خیلی دوست دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

هر کسی بوسه ستاند ز لب یار کسی/بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

وقت رفتن همه را می بوسید/به من از دور نگاهش را داد/یادگاری به همه داد و به من/انتظار سر راهش را داد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

سلام ؛ من پستچی هستم با پست سفارشی واستون یه بوس فرستادن اگه ممکنه لپ تون رو جلو بیارین تحویل بگیرین

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

گویند غروب جایی است که آسمان زمین را می بوسد امشب برایت غروب میکنم آسمان من کجایی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

عشقی که تو را نثار ره کردم در سینه ی دیگری نخواهی یافت

زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟

وقتی میخوای گریه کنی چشمهات رو میبندی؟

وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟

وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشمهات رو میبندی؟

چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستن !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

سه ستاره تقدیم تو باد ، یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه ،

یه ستاره پر امید واسه هرکس که تو رو دید ، یه ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیا .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هدیه می دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

دیروز یادگاری هایت همدم من شدند و به حرفهای نگفته من گوش دادند.

و برایم دلسوزی کردند. البته به روش خودشان که همان سکوت تکراری بود و یادآوری خاطرات با تو بودن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

نیازمند لبت،جان بوسه خواه من است / نگاه کن به نیازی که در نگاه من است

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

درشیرینی بوسه غرق بودیم ، که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * -

من گل پژمرده ای هستم ، چشمهایم چشمه خشک کویر ،

تشنه یک بوسه خورشید ، تشنه یک قطره شبنم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیشب باران قرار با پنجره داشت / روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد / چک چک ، چک چک … چکار با پنجره داشت . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بوسه یه حقه عاشقانه‌ست برای وقتی که کلمات در بیان احساسات عاجز است . می‌بوسمت!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرا چه باک ز باران
که گیسوان تو چتری گشوده اند
مرا چه باک ز مرگ
که بوسه های تو پیغام های قیامند
بدرودهای تو
تکرارهای سلامند

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:21 ] [ arezasa ]

[ ]

جوک غضنفری و اس ام اس سرکاری
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید


زنده


باد


رفیق


با معرفت !


-------------------------------------------


غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش


میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !


(بیشعور هم خودتی !)


****


دانشمندان دارن تحقیق میکنن که یک انسان تا چند وقت میتونه بدون مغز زندگی کنه


یه لطفی بکن سن خودتو بهشون بگو !!!


****


یک روز انگشت با دماغ دعوا می کنند دماغه به انگشته میگه


اگه از این به بعد بهت جنس دادم !


----------------------------------------------


گفتی تو دلم اول و آخر خودتی ، از هرچه که دارم ، بهترینش خودتی


خندیدم و زیر لب مکرر گفتم ، شاهزاده قصه های من ، خر خودتی !!!


****


من عاشق نان داغم ای دوست


پروانه دشت و باغم ای دوست


گویند زن چراغ خانه است


من کشته چلچراغم ای دوست!


****


می گن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه می کنه،


ستاره ها براش چشمک می زنن و لذت می برن!


یه وقت تو به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون !

 

****


با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت


میزارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم !


-------------------------------------------


سن خودتو ضرب در ۷۷۷ بکن بعد دوباره در عدد


۱۳ ضرب کنید عدد جالبی بدست می آید !


****


از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !


شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!


****


ببخشید این موقع شب بیدارت کردم میخواستم


ببینم هنوزم داری خواب پنبه دانه میبینی!!؟


-----------------------------


زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو


میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟


شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!


****


زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !


پس


د


و


س


ت


د


ا


ر


ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!


****


وقتی پیر میشی ، ممکنه موهاتو از دست بدی یا امکان داره


دندون هات خراب بشه و از دست بره ، ولی زیبائیت رو از دست نمیدی


چون آدم چیزی رو که نداره ، هیچوقت از دست نمیده !!!


-----------------------


مگسه داشته گه میخورده ! یک دفعه بالا میاره !


میگن چی شد !؟ میگه : توش مو بود !!!


****


میدونی سلول های مغزت چقدره !؟


۱کی؟


۲تا ؟


۱۰۰تا ؟


شایدم هزار ، شاید هم به میلیون برسه شاید هم به ملیارد


شاید هم اصلا سلول نداشته باشی ! چون نمیدونی من الان سر کارت گذاشتم !!!


****


مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده


بعد از ۱۵ دقیقه بچه میگه :


خوب دیگه مامان خفه شو میخوام بخوابم !!!


-----------------------------


تو مراسم ختم غضنفر اعلام میکنن :


مرحوم وصیت کرده مشکی نپوشید


فامیلاش میگن مرحوم غلط کرده ! ما به احترامش میپوشیم !!!


****


گناه من نیست که بعد از تو ، او آمد. تقسیر قوانین دستوری است !!!


****


اگه کسی بهت گفت خوشگل, اول یه لبخند ملایم بزن بعد


با مشت بزن تو چشمش تا دیگه مسخرت نکنه !!!


****


به غضنفر میگن اذون بگو :


میگه : چی بگم والا ! همه چیز از یه نگاه شروع شد

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:20 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس هاي جديد براي آشتي و منت كشي
بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر

تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن

من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

.

چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .

.

 

به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .

.

 

قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا

طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا

ناز تورا میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا . . .

.

 

همیشه رفتن بهترین نیست

گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست

چه قهر باشیم چه آشتی

اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . .

.

 

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .

.


بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم

بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم / بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم . . .

.

 

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلربا نکشم پا

عاشق زیباییم اسیر محبت / هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا . . .

.


یه روزی گله کردم من از عالم مستی / تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی

من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید / تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید

پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم / آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم . . .

.

مهم نیست کی مقصر است

باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است

در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم

تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم

پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر

.


دوستی را دوست، معنی می دهد / قهر هم با دوست، معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست / قهری او هم نشان دوستی است . . .

.


جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست

حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست . . .

.


منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار / تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار . . .

.


اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم

اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .

.
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/ نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن . . .

.
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم / منو بخشیدی و من چشمامو بستم

تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم / که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم

منو ببخش ، منو ببخش . . .

.


منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم / می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم

منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم . . .

.


گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش / بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش

راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان / اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش . . .

.


من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم

بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم . . .

.


منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو

منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو . . .

.


اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .

.
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم / هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره / هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:19 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس عاشقانه فوق العاده زيباي انگليسي با ترجمه فارسي
Love is Pure

Love is Sure

Love is sweet poison

that Doctors can’t cure

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یه زهر شیرینه

که دکتر ها نمیتونن درمانش کنن!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

There are 3 steps to happiness:

1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity

سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره :

۱- تو ۲- من ۳- قلبامون….و بعد ابدیت!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

greatest words : I dun wana los U

pleasant words : I care for U

sweet words : I admire U

wonderful words : miss U

most important word : YOU

5 تا از بزرگترین کلمات : من نمیخوام از دستت بدم.

۴ تا از دوست داشتنی ترین کلمات : تو برام مهم هستی.

۳ تا کلمه ی شیرین : تورو تحسین میکنم.

۲ تا کلمه ی شگفت انگیز : دلتنگت هستم.

۱ کلمه که از همه مهمتره : “تو”

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I love my EYES when u look into them

I love my NAME when u say it

I love my HEART when u love it

I love my LIFE when u are in it

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The words are easy when the language is LOVE

See

I love the y

i love the o

i love the u

put them together

وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن!

نگاه کن؛

من Y رو دوست دارم

من O رو دوست دارم

من U رو دوست دارم!

حالا اینارو بزار کنار هم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Falling in love is when she falls asleep in your

arms and wakes up in your dreams

عاشق شدن یعنی وقتی که اون توی آغوشت

خوابش میبره و بعد توی رویاهات بیدار میشه . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Knock! Knock! May I Come Into Ur World?

I Bring No Flowers, No Gifts But Wishes

To Keep U Fresh, Prayers To Keep U

Healthy & Love To Keep U Smiling

تق! تق! اجازه هست پا به دنیای تو بزارم؟ من با خودم گل نمیارم،

با خودم هدیه هم نمیارم اما یه عالمه آرزو با خودم میارم که تورو همیشه تر و تازه نگه داره،

با خدم کلی دعا میارم برای سلامتی تو، و با خودم عشق میارم تا کاری کنم تو همیشه لبخند بزنی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Find arms that will hold u at ur weakest,

eyes that will c u at ur ugliest

heart that will luv at ur worst,

if u hv found it, u’ve found luv

دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن،

چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن

قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛

اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The essential sadness is to go through life without loving

But it would be almost equally sad to leave this world without ever telling

those you love

بد ترین غم اینه که وارد زندگی بشی که توش عشق وجود نداشته باشه

تقریبا مثل این میمونه که این دنیا رو ترک کنی بدون اینکه

به کسایی که دوسشون داری چیزی از عشقت گفته باشی . . . !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Accidents do happen.i slip- i trip- i stumble-

i fall & usually i dont care at all.

but now i dont kn

ow what to do cos

i slipped and fell in love with u

اینا همه اتفاقیه که میفته…. من لیز میخورم، میلغزم ، تلو تلو میخورم،

میافتم و اکثرا هم اصلا اهمیت نمیدم اما حالا نمیدونم چیکار کنم!

آخه ایندفه لیز خوردم و توی عشق تو افتادم !

(در اصل منظور این بوده که عاشق تو شدم!)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

A bell is no bell ’til u ring it, a song is no song ’til u sing it & luv in ur

heart wasnt love put there to stay – luv isnt luv ’til you give it away

یک زنگ هیچی نیست تا وقتی به صدا درش بیاری، یک شعر تا وقتی خونده نشه شعر نیست،

عشق توی قلب تو تا وقتی که اسیرش کنی عشق نیست،

عشق وقتی عشقه که رهاش کنی تا بره (به دیگه ای هدیه بدیش)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I wish i was ur blanket,i wish i was ur bed, i wish i was ur pillow

underneath ur head,i wanna b around u,

i wanna hold u tight, & b the lucky person

who kisses u goodnite

کاش میشد من پتوی تو بودم، کاش میشد توی تخت تو بودم

آرزو داشتم که بالش تو باشم، زیر سرت باشم

میخوام همیشه اطراف تو باشم، میخوام تورو محکم در آغوش بگیرم،

دلم میخواد من همون شخص خوش شانسی باشم که میبوستت و بهت شب بخیر میگه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

love is like war

easy to start

and difficult to end

عشق مثل جنگ میمونه

شروع کردنش خیلی آسونه

اما پایان دادنش سخته

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

my” love” is non stop like ‘’sea”

its ”trust” like ”blind”

its’’shine” like ‘’star”

its”warm” like ‘’sun”

its” soft” like ”flower”

AND

its ” beautiful” like ”u”

عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه.

عشق مثل یه آدم کور اطمینان میکنه.

عشق مثل ستاره میدرخشه.

عشق مثل خورشید گرم میکنه.

عشق مثل گل ها لطیفه.

و

عشق درست مثل تو زیباست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

To Luv some1 is madness, 2b loved by some1 is a Gift

Loving some1 who loves u is a duty,

but being loved by some1 whom u luv is LIFE

دوست داشتن یه نفر دیوونگیه، دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست

دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست،

اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

In life love is neither planned nor does it happen

for a reason but when the luv is real

it becomes your plan for life n reason for living

توی زندگی عاشق شدن نه برنامه ریزی شدست و نه با دلیل اتفاق میفته

اما وقتی که عشق حقیقی باشه تبدیل میشه به برنامه ی زندگیتون و دلیل زنده بودنتون

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:18 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس مهر ماه
دوستت دارم با “س” سوزن ، به همه بگو تا بسوزن !

.

.

.

۹۸۳۰۰۰۳۰+

مشترک گرامی بخش اس ام اس شما فعال است

لطفا خسیس نباشید و به دوستان خود اس ام اس بزنید !

( ایرانسل )

.

.

.

از شهرداری واحد سد معبر مزاحمتون میشم

ببخشید مهربونیتون سد راه دلمون شده !

.

.

.

شنیده بودم زیبارویان بى وفاویند

آخه زشت ! تو دیگه چرا !؟

.

.

.

اگه همه ی بازی رو ببینین, ۰-۰ میشه!

اگه بازی رو نبینی, بالای ۲ گل داره

اگه وسطش بری دستشویی, همون لحظه گل میزنن !

.

.

.

دعای شب ۱ کودک :

خدایا ! خودت می دونی آب کم خوردم

جیش هم کردم ، پس کمک کن صبح کتک نخورم آمییین !

حالا که دعاتو کردی لالا کن !

.

.

.

رفتم به نزد طبیب ز شدت طب

۶ بوسه نوشت ز گوشه لب

۲ تا صبح

۲ تا ظهر

و ۲ تا شب!

ادامه در لینک زیر

.

.

.

یک شتر و یک گاو و یک میمون با هم بحث می کنند

گاو می گه من شیر می دم

شتر می گه من چیزای سنگین رو حمل می کنم

تو هم یه چیزی بگو ، آبروت رفت !

.

.

.

به غضنفر میگن تا حالا جبهه رفتی ؟ میگه آره تازه یه بار هم شهید شدم !

.

.

.

با سلام! نظر به اینکه جنابعالی تا کنون در کلیه امور زندگی ریده اید!

شرکت ایزی لایف پوشک مخصوص بزرگسالان را با تخفیف ویژه به شما عرضه میکند !

.

.

.

میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره !

خنک هم خودتی !

.

.

.

بچه غضنفر گم میشه میره پیش پلیس میگه :

ببخشید شما خانومی ندیدید که من پیشش نباشم !؟

.

.

.

اس ام اس برای کسی که سرما خورده:

شنیدم خورده ای سرما جدیداً و حتی می کنی سرفه شدیداً

اگر حالت مساعد گشته امروز دعایت کرده ام بی شک عمیقاً !

.

.

.

غبار از چهره ی نازت بگیرم / یک شب من پرده از رازت بگیرم

تو در چشمان من یک سیب سرخی / خدا قسمت کند گازت بگیرم !

.

.

.

یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد

و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى

دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى

و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست !

همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 7:17 ] [ arezasa ]

[ ]

وَرزش

 به فعالیت‌ها یا مهارت‌های عادی جسمانی گفته می‌شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگان و با اهداف تفریحی یا برای مسابقه، نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت‌جویی یا آمیزه‌ای از این اهداف انجام می‌گیرد. تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد. برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود. رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند. ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه خاصی در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژه ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خ به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.*[۱]

تاریخچه

توسعه ورزش‌ها با توجه به تاریخچه کامل آنها به ما مطالب مهمی درباره تغییرات اجتماعی و همچنین به مقدار زیاد درباره خود ورزش‌ها می‌آموزد.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، آفریقا و استرالیا درباره هنر غارنشین‌ها وجود دارد(برای مثال لاسکائوکس) را از زمان ماقبل تاریخ ببینید که شواهدی برای جشنهای مذهبی، رفتارها و غیره را نشان می‌دهد. بعضی ازتاریخهای این منابع به ۳۰۰۰۰ سال قبل مربوط می‌شود که با تاریخ نویسی کربنی ثبت شده‌اند. اگرچه شواهد مستقیم کافی درباره ورزش از این منابع وجود ندارد، منطقی است که تصور کنیم که فعالیت‌هایی در این دوران وجود داشته معادل تعریف ورزش در زمان ما است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌هایی در ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح سروکار داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزشهای محبوب و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعون‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی ، دویدن، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسک ، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآیی مد یاوسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزش‌ها را افزایش داده‌است، تا آن جا که طرفداران ورزش‌ها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اند—که همه آنها در تمرین‌ها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.

[ویرایش] جایگاه ورزش در ایران باستان

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان‌ها هزار سال قبل از میلاد می‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را به مالک کوچک متعدد به دست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود به خدمت امرای محلی درآمدند.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریان‌ها یا آریایی‌ها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آن‌ها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که به عنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرایی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آن‌ها نیز به درستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده‌اند.

بنابراین آریان‌ها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمایی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و به قهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتی که آریان‌ها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریایی‌ها – سکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریان‌ها بشکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را به عهده می‌گرفتند که بعداً مقام سلطنت از همین اختیارات به وجود آمد. در آن زمان هیچ یک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریایی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارس ها.

آن چه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماد گی قوم آریایی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داشت.

[ویرایش] روحیه ورزشکاری

تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند.این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Riceبه این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید.، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آنPierre de Coubertinاین است.مهمترین چیز... این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی&mdash مانند فشار و زور تکنولوژی&mdashمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین‌المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران BMX، کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد.نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند.بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.

[ویرایش] تغذیه

امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شده‌است. در واقع زندگی ماشینی، فعالیتهای حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماریها ورزش امری ضروری است. گاهی یک ورزشکار فراتر از حفظ سلامتی در رشته‌ای خاص جهت کسب مقام قهرمانی کوشش مستمر می‌نماید که در این شرایط تمامی عوامل در بدن تغییر می‌کنند. قلب، ریه، دستگاه گوارش، هورمون‌ها، سیستم عصبی و بخصوص ماهیچه‌ها نیاز به تطابق با وضعیت جدید دارند. در واقع هیچ استرس و فشاری مانند یک ورزش سنگین و طولانی مدت روی بدن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین جهت کسب مقام قهرمانی یکی از مسایل مهم، تغذیه ورزشکاران است. البته فراموش نکنیم هدف از ورزش، سلامتی روح و جسم است و در کنار آن رقابت سالم در مسابقات و نه فقط کسب مقام قهرمانی به هر قیمتی.

[ویرایش] انرژی

انرژی مورد نیاز برای یک ورزشکار به عوامل مختلفی مثل خصوصیات فردی ورزشکار (قد، وزن، جثه فرد، جنس، سن و بلوغ)، مدت ورزش، نوع و شدت ورزش و شرایط جغرافیایی محل زندگی فرد بستگی دارد. بطور کلی طی فعالیت ورزشی از یک طرف میزان متابولیسم پایه (BMR) افزایش می‌یابد و از طرف دیگر فعالیت فرد زیاد می‌شود. بنابراین مقدار نیاز انرژی بین ۳ تا ۶ هزار کیلو کالری در روز توصیه می‌شود. برای ورزش‌های سنگین مثل اسکی، ماراتن و ورزش‌های تیمی حداکثر انرژی لازم است که برای این نوع ورزش‌ها توصیه می‌شود ۷۵-۷۰ درصد کالری رژیم از منبع کربوهیدرات که قسمت اعظم آن از نوع کمپلکس می‌باشد تأمین گردد.

در ورزش‌هایی که انرژی زیادی در مدت کوتاه نیاز دارند مثل کشتی و شنای ۵۰ متر، میزان نیاز انرژی بین ۵۰۰-۳۰۰۰ کیلو کالری است. کمترین میزان نیاز به انرژی مربوط به فعالیت‌های ورزشی با شدت کم و مدت طولانی و یا ورزش‌هایی که با شدت زیاد و مدت کم انجام می‌شود است. ورزش‌هایی مثل پرش طول، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک، پرش با نیزه و غیره .... به طور کلی میزان نیاز انرژی برای زنان ورزشکار ۱۰ درصد کمتر از مردان ورزشکارمی‌باشد.

[ویرایش] پروتیین

پروتیین برای رشد و بازسازی، انقباض عضلانی و گاهی تولید انرژی برای ورزشکاران لازم است. اما مصرف زیاد پروتیین بر قدرت عضلانی نمی‌افزاید (فقط حجم عضلات را زیاد می‌کند) و توصیه می‌شود ۱۵-۱۲ درصد انرژی مصرفی بایستی از منبع پروتیین تأمین می‌شود. چون نیاز ورزشکاران به انرژی افزایش می‌یابد، بنابراین مقدار پروتیین مورد نیاز برای فعالیت‌های ورزشی حداکثر ۵/۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است که در مورد پروتیین مصرفی توصیه می‌شود.

نسبت پروتیین حیوانی به گیاهی ۶۰ به ۴۰ می‌باشد و نوع پروتیین مصرفی بهتر است از گوشت‌های کم چربی (گوشت سفید مثل مرغ و ماهی) و بیشتر بصورت کبابی یا آب پز باشد. سفیده تخم مرغ و لبنیات کم چربی نیز از منابع خوب پروتیین هستند. جگر منبع خوبی از پروتیین، آهن، فسفر، ویتامین‌های گروه AوB می‌باشد. اما بدلیل اینکه غنی از اسیدهای نوکلییک، ترکیبات پورین‌دار و کلسترول است، مصرف آن بیش از هفته‌ای یک بار توصیه نمی‌شود. باید به این نکته توجه کرد که مصرف زیاد پروتیین باعث ایجاد عوارضی مثل از دست دادن کلسیم، خشکی بدن، ایجاد نقرس، دهیدراتاسیون یا کاهش آب بدن، کنونریس و اختلالات کلیوی می‌شود.

[ویرایش] چربی

جهت تولید انرژی برای فعالیتهایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

عضلات در ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ابتدای ورزش از گلوکز و گلیکوژن ذخیره شده استفاده می‌کنند و پس از ۹ دقیقه اسیدهای چرب آزاد جهت سوخت مصرف می‌شوند. تحقیقات نشان داده که چربی زیاد در رژیم غذایی باعث کاهش قدرت ورزشکاران می‌شود. در تحقیقی که روی دوچرخه سواران انجام گرفته مشاهده شده دوچرخه سوارانی که غذای مصرفی آنها غنی از کربوهیدرات پیچیده (نان‌های سبوس دار ، پاستا و ...) و محدود از چربی بوده ، تا ۲۴۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کرده‌اند. در حالی که در نتیجه خوردن غذای چرب مقاومت آنها کم شده و حداکثر تا ۷۵ دقیقه توانسته‌اند فعالیت دوچرخه سواری داشته باشند. بطور کلی چربی مصرفی باید کمتر از ۲۵ درصد کالری رژیم باشد که از این مقدار ۱۰ درصد آن به اسیدهای چرب غیر اشباع حاوی چند باند دوگانه (روغن گیاهی مایع) اختصاص داده شود.

[ویرایش] آب

آب تنها ماده‌ای است که کمبود یا فقدان آن تهدید جدی برای سلامتی است. بخصوص در فعالیتهای ورزشی فقدان آب و یا کمبود آب سبب خستگی زودرس ورزشکار می‌شود. نقش آب برای فعالیت قلب و عروق، متابولیسم مواد مغذی، سیستم تنظیمی حرارت بدن و همچنین دفع مواد زاید حاصل از متابولیسم سلولی است. از طرف دیگر انتقال آب از داخل به خارج از سلول و بالعکس متضمن جابجایی یون‌های سدیم، پتاسیم، کلرومنیزم است. هر چند که عرق یک ترکیب هیپوتونیک (رقیق) است و غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در عرق کمتر از خون است، ولیکن در فعالیتهای طولانی مدت تعریق زیاد سبب افزایش غلظت خون و در نتیجه خستگی و عدم توان ورزشی می‌شود. مصرف نوشیدنی‌ها و ترکیب آن در فعالیتهای ورزشی به عواملی مثل حرارت محیط، رطوبت محیط، خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی فرد و شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

بطورکلی توصیه می‌شود قبل از مسابقات ورزشی حدود ۵۰۰-۴۰۰ سی سی از نوشیدنی‌های مختلف که حاوی گلوکز است، استفاده شود و گاهی اوقات کمی الکترولیت به این نوشیدنی‌ها اضافه شود.

[ویرایش] مواد معدنی

در حین فعالیتهای ورزشی نیاز به مصرف بسیاری از مواد معدنی در ورزشکاران افزایش می‌یابد. به عنوان مثال نیاز به کلسیم در ورزشکاران زیادتر می‌شود زیرا کلسیم در افزایش دانسیته استخوانی، از بین رفتن استرس‌های ناشی از ورزش و افزایش توان ورزشی نقش بسزایی ایفاد می‌کند. نیاز به منیزیم افزایش می‌یابد زیرا منیزیم در متابولیسم مواد مغذی و تولید انرژی شرکت می‌کند. نیاز به فسفر افزایش می‌یابد بدلیل اینکه فسفر در تنظیم انرژی بصورت ATP ، تعادل اسید و باز و در نتیجه افزایش توان ورزشی مؤثر است.

نیاز به «روی» افزایش می‌یابد زیرا روی جزء ساختمانی بسیاری از آنزیم‌هایی است که در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند و همچنین به همراه مس و آهن در سنتز هموگلوبین و خونسازی شرکت می‌کند. نیاز به مصرف مس به دلیل نقشی که در بالا بردن درصد جذب آهن، سنتزمیلین و فسفر لیپیدها، استحکام بافت پیوندی و همین طور آزادسازی انرژی از مواد مغذی دارد افزایش می‌یابد. و بالاخره نیاز به آهن بدلیل نقشی که آهن در انتقال اکسیژن به صورت هموگلوبین و میوگلوبین و خونسازی دارد بیشتر می‌شود. بنابراین مواد معدنی در تأمین سلامت ورزشکاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند.

[ویرایش] ویتامین‌ها

مصرف ویتامین‌ها باید در ورزشکاران جهت افزایش توان ورزشی و کاهش خستگی ناشی از ورزش افزایش یابد. این گروه از مواد مغذی هرچند نقش انرژی‌زایی ندارند و لیکن به صورت کوآنزیم در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال ویتامین‌های B۲ ،B۱ ،B۳ همگی برای انرژی‌زایی نقش مهمی دارند. مصرف ویتامین B۶ باید در بدن سازان بیشتر شود چون این ویتامین نقش مهمی در سنتز پروتیین‌ها بر عهده دارد. کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک در ورزشکاران گیاهخوار که برای چند سال این رژیم را داشته‌اند شایع است و مصرف مکمل برای این گروه توصیه می‌شود.

در فعالیت‌های ورزشی نیاز به ویتامین‌های E، A و C نیز بدلیل نقش آنتی اکسیدانی که دارند افزایش می‌یابد، زیرا در نتیجه ورزش فرایند اکسیداتیو (ورزش‌هایی که در آن اکسیژن زیادی مصرف می‌شود) در عضله افزایش می‌یابد و منجر به افزایش تولید پراکسیدهای چربی و رادیکال‌های آزاد می‌گردد. نتایج مطالعاتی که روی ورزشکاران صورت گرفته نشان می‌دهد که مصرف این سه ویتامین برای مدت ۳ تا ۴ هفته از طریق برنامه غذایی سبب کاهش میزان آنزیم‌های کراتین فسفوکیناز (CRK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) می‌گردد که کاهش این دو آنزیم سبب افزایش توان ورزشی می‌شود.

[ویرایش] سیاستها

موقعی که مشکلات سیاسی در محلها و مناطق مختلف وجود داشته باشد خیلی از موارد مبهم در ورزشها دیده می‌شوند.

هنگامی که آپارتاید رویه سیاسی آفریقای جنوبی بود بسیاری از افراد ورزشکار بخاطر خواست وجدان خود در رقابتهای ورزشی در آنجا حاضر نمی‌شدند. بعضی این رویه را مشارکت موثری در فروپاشی و اضمحلال آپارتاید در آن منطقه می‌دانند و بعضی فکر می‌کنند که این کار عمر آن رویه را طولانی کرده و تاثیرهای بدی بجا گذاشته‌است.

در المپیک تابستان سال ۱۹۳۶که در برلین برگزار شد، شاید در نتیجه آن عوارض برگشتی آن این مسئله را نشان می‌داد، که موقعی که ایدئولوژی توسعه می‌یافت برای تقویت و گسترش یک دکترین مورد استفاده قرار گرفته بود.

در تاریخ ایرلند ورزشهای ایرلندی محلی به ناسیونالیسم فرهنگی مربوط شده‌اند. تا نیمه قرن بیستم میلادی یک شخص می‌توانست از شرکت در بازی فوتبال ایرلندی، هاکی یا ورزشهای دیگری که توسط انجمن ورزشکاران ایرلندی قبول شده بودند به دلیل شرکت در فوتبال یا بازی دیگرحمایت شده از طرف بریتانیای کبیر از بازی در تیمهای محلی محروم شود. تا زمان اخیر GAA به محروم سازی در بازی فوتبال و ]]اتحادیه راچبی [[در بازیهای محلی ایرلندی ادامه می‌داد. این محروم سازی هنوز اعمال می‌شود، اما برای بازی فوتبال و راچبی که در پارک کروک بازی می‌شود تا زمانی که جاده لانسداو تعمیر می‌شود، اجازه داده شده‌است. تا زمان اخیر تحت قانون ۲۱ از GAA اعضای نیروهای امنیتی انگلستان و اعضای اعضای خانواده سلطنتی انگلستان از بازی در تیمهای ایرلندی محروم بودند اما، توافق نامه روز جمعه خوب در سال ۱۹۹۸ به واقعه این محروم سازی پایان داد.

ناسیونالیسم اغلب شواهدی عمومی برای ایجاد خشوند در ورزشها یا در گزارش افرادی است که در تیمهای ملی رقابت می‌کنند یا نکته پردازان و حضاری که می‌توانند یک مشاهده پارتیزانی نشان دهند می‌باشد. این گرایشها بر خلاف اصول بنیادی خود ورزشها است که آن را بخاطر خودش و لذت بردن از شرکت در آن جالب می‌داند، است.

[ویرایش] هنر

ورزشها وابستگی‌ها و ارتباطات بسیاری با هنر دارند. اسکیت روی یخ و تای چی، برای مثال ورزشهایی هستند که با نمایش‌های هنری در اساس خود نزدیک می‌باشند.: تماشای این فعالیتها با تجربه تماشای رقص باله نزدیک و یکسان است. بطور مشابه، فعالیتهای دیگری هستند که وجوه ورزشی و هنری در عمل و اجرای خود شامل می‌باشند، مانند عملیات هنری، ژیمناستیک هنری، بدن سازی ، پارکور، یوگا، بوسابول، پرش با اسبو غیره. شاید بهترین مثال گاوبازی است که در اسپانیا در صفحات هنری روزنامه‌ها گزارش می‌شود.

این حقیقت که هنر خیلی به ورزش‌ها نزدیک است بطوریکه در بعضی وضعیت‌ها محتملا با طبیعت ورزشها ارتباط دارند. تعریف «ورزش» که در بالا ذکر شده این عقیده را توسعه داده که یک فعالیت که اجرا و عمل می‌شود فقط برای منظورهای عمومی و معمولی نمی‌باشد، برای مثال، اجرای آنها برای احراز موقعیت‌ها نیست، اما اجرای آنها بخاطر خودشان و به روشی که بهتر می‌توانند اجرا شوند، می‌باشد.

این مورد خیلی مشابه به مشاهده عمومی و همگانی از ارزشهای تجلیل هنری است که به عنوان بعضی چیزهای گفته شده در بالا با ارزشهای عملکردی جدی از استفاده معمولی ازموارد نتیجه می‌شود. بنابراین یک تجلیل از ارزشهای هنری یک اتومبیل خوش شانس است که فقط مسیر Aتا B را طی نمی‌کند بلکه ما را از استفاده از آن شاد و خوشحال وآماده می‌کند و روحیه شاد و شادابی می‌بخشد.

به همان وضع، یک قابلیت ورزشی مانند پرش فقط ما را برای استفاده از روشهای مناسب برای پرش و اجتناب از موانع یا گذشتن از روی رودخانه‌ها خوشحال و راضی نمی‌کند.. آن ما را بخاطر توانایی، مهارت و سبکی که نشان داده می‌شود خوشحال و شاد می‌کند.

هنر و ورزش محتملا در زمان یونان باستان هنگامی که ژیمناستیک و سالیستنیک با تجلیل و تحسین از خدایان و تقدیر از زیبایی و هنر بدنسازی، شجاعان و کوههای آرت که توسط شرکت کنندگان نمایش داده می‌شدند، بطور واضحی ارتباط داده شده‌اند. واژه مدرن «هنر» به عنوان مهارت به این مورد آرت در یونان باستان مربوط می‌شود. نزدیکی هنر وورزش در این زمانها در طبیعت بازیهای المپیک نشان داده شده‌است، همانطور که ما دیده‌ایم، جشنهایی از فعالیتهای ورزشی و هنری، شعر خوانی، مجسمه سازی و آرشیتکت می‌باشند.

[ویرایش] فناوری

فناوری نقش مهمی در ورزش‌ها دارد که به سلامت یک ورزشکار، تکنیک‌های یک ورزشکار یا ویژگی‌های تجهیزاتی که از آنها استفاده می‌کند، مربوط می‌شود.

تجهیزات— چون ورزشها بطور رقابتی رشد یافته‌اند، احتیاج برای تجهیزات بهتر افزایش یافته‌است. کلوب‌های گلف، راکت‌های بیس بال، توپ‌های فوتبال، اسکیت‌های هاکی، و تجهیزات دیگر بطور قابل ملاحضه‌ای با اعمال فناوری جدید عوض شده‌اند.

بهداشت و سلامتی— از چگونگی تغذیه تا معالجهٔ زخمی‌ها، که به اطلاعات در مورد بدن انسان در آن زمان‌ها بستگی داشته، یک حالت و خصوصیات ورزشکار بالقوه افزایش یافته‌است. حالا ورزشکارها قادر هستند که تا سنین بالاتری بازی کنند، بسرعت زخم‌های خود را مداوا کنند، و بیشتر و بهتر از ورزشکاران نسل‌های قبلی آموزش و تعلیم ببینند.

دستورالعمل‌ها— فناوری پیشرفته فرصتهای جدیدی برای تحقیق در مورد ورزش‌ها بوجود آورده‌است. حالا امکان آنالیز جنبه‌های ورزش‌ها که قبلاً خارج از درک وفهم بودند، امکان پذیر است. با امکان ضبط حرکات برای ثبت حرکات ورزشکار، یا استفاده از یک کامپیوتر پیشرفته برای نمایش سناریوی مدل فیزیکی، بطور فزاینده‌ای توانایی ورزشکاران را در مورد درک آنچه که آنها انجام می‌دهند و چگونه می‌توانند این اعمال خود را بهبود بخشند فراهم شده‌است.

[ویرایش] اثرات ورزش در روح آدمی

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیهٔ عمومی فرد

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام "سروتونین" بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت. از طرفی با ورزش کردن، تولید "اندورفین" و "اپی نفرین" و "سیتوکین‌ها" نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیهٔ عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمرهٔ زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند. در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک مادهٔ شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود.کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند.

۲- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه‌است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم از روحیهٔ بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می‌کند. مسلماً کارفرمایان در استخدام افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار قطعاً به طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند، چون در می‌یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم کرده و او را ضعیف تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید. از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ها کمتر می‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیهٔ ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند. ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیدهٔ مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود.بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه‌ای هستند و نیاز به یاد گیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند.بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیدهٔ مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند. به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار این قابلیت‌های مغز، خاموش می‌ماند و به تدریج ذهن تنبل و سست می‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند! به طور کلی می‌توان گفت ورزش در کلیهٔ اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیهٔ مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

انواع ورزش‌ها بسکتبال فوتبال کشتی شنا شمشیر بازی تیر اندازی با کمان هندبال والیبال دو و میدانی

· پرش

· دو

· پرتاب نیزه

· صحرانوردی

ورزش با حیوانات

· گاوبازی

· شتردوانی

· کبوتربازی

· ورزش با چهارپایان

o اسبدوانی

o چوگان

o اسبدوانی با مانع

o یورتمه دوانی

o بزکشی

· ورزش با سگ (سیاهه ورزش‌های با سگ)

ورزش‌های رزمی

· آیکیدو

· باگوآ

· جوجیتسو

· جودو

· آیکی - جوجیتسو

· کاپوئیرا

· کاراته

· مشت‌زنی

o هاپکیدو

· یایدو

· تانگ‌سودو

· تای‌چی‌چوان

· سامبو

· سومو

· شمشیربازی

· کبدی

· کشتی

· کشتی آلیش

· کندو

· موآی تای

· ناگینتادو

· ورزش‌های رزمی آمیخته

· ووشو

· وینگ‌چون

دوچرخه‌سواری

· دوچرخه‌سواری کوهستانی

· ‌دوچرخه‌سواری جاده‌ای

ورزش‌های مخاطره‌آمیز

· صخره‌نوردی

· یخ‌نوردی

· پرش بانجی

· موتورکراس

· پالیزه (اسکیتینگ)

· تخته‌پالیزه (اسکیت‌بوردینگ)

· برف‌پالیزه (اسنوبوردینگ)

· آب‌لیزه (پالیزه روی آب)

· بدنسازی نظامی

· موج‌خوابی bodyboarding

· شهرنوردی Parkour

· بادسواری Windsurfing

ژیمناستیک

· آیروبیک

· بندبازی

· ژیمناستیک

o ژیمناستیک هنری

o ژیمناستیک ریتمیک

· تخته فنری

ورزش‌های موتوریزه

· مسابقه اتومبیل‌رانی

· ‌ مسابقه موتورسواری

· مسابقه هوانوردی

· مسابقه قایق‌رانی موتوری

ورزش‌های صحرائی

· کوهنوردی

· غارنوردی

· شیرجه با چتر

· ‌ چتربازی

· ‌ غواصی

· موج‌سواری

 

[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 19:41 ] [ arezasa ]

[ ]

مازندران
 

استان مازندران با حدود 24 هزار کیلومتر مربع مساحت بین 47 دقیقه تا 38 درجه و 5 دقیقه ْعرض شمالی و 50 درجه و 34 دقیقه تا 56 درجه و 14 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. دریای مازندران در شمال استان تهران و سمنان ، در جنوب واستانهای گیلان و گلستان به ترتیب در غرب و شرق آن قرارگرفته است . براساس آخرین تقسیمــــات کشوری سال 1375 وبا توجه به تفکیک استان گلستان از استان مازندران ، این استان درحال حاضر 14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان دارد.مرکز این استان شهر ساری است.

 

جغرافیای تاریخی استان

دوباره‎ تاریخ باستانی استان مازندران اطلاع زیادی دردست نیست و اساسا‏‏ وضع اقلیمی آن اجازه نمیدهد ابنیه وآثار معماری پایدار بمانند.

در جلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره‎‎ پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجانمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهرا زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند. در کتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگی‘‘ ودر اوستا ’’پزشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر میرسدکه مازندران جزو قلمرو اشکانیان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکرده انـد و استقلال نسبی داشته اند. مورخان درباره‎ اولین حمله‎ مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند. بنابه قول عده ای ازنویسندگـان در سال 30 هجری قمری ـ زمان خلافت عثمان ـ اولین بار سعد بن عاص حاکم کوفه در صدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رویان و دماوند رابه تصرف خود درآورد. درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرین خلیفه بنـی امیه ، اهالی طبرستان علیه حکام عرب سر به شورش برداشتند. دردوره‎‎ خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق) ـ اولین خلیفه عباسی ـ یکی از عاملان وی رهسپار طبرستان شد و با اهالی آن منطفه از طریق صلح و مدارا کنارآمد، لیکن دردوره ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 – 136 هـ . ق) ـ دومین خلیفه عباسی مردم طبرستان برای چندمین بار سر بـه شــــــورش برداشتند. سرانجام طبرستان کاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولی بعد ازآن نیز در سرزمین طبرستان مانند سابق، مسکوکاتی باخط پهلوی ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجری قمری ’’ونداد هرمز لا‘‘ سلسله مستقلی در طبرستان تأسیس کرد.

 

درقرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان میدان کشمکش سلسله‎ آل زیار و آل بویه از یک طرف و سامانیان و غزنویان ازطرف دیگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره آل زیار بود. درسال 426 هجری قمری، سلطان مسعــود غزنـــوی ازطریق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زیادی به اهالی آن سامان وارد آورد. هنوز این خرابه ـ ها ترمیم نشده بود که طغرل اول مؤسس سلسله‎ سلجوقی به گرگان وطبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجری قمــــری طبرستان ازجمله ’’کبود جامه ‘‘ به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و اسپهید کیودجامه به نام ’’رکن الدین کبودجامه ‘‘ و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسیر شدند. زمانی که سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهیان مغول فــرار می کرد، رکن الدین ، مغولان را به جایگاه سلطان محمد هدایت کرد و به اثر این خوش خدمتی، از طرف مغولان به حکومت کبود جامه رسید و سرانجام توسط تیموریان بساط حکمرانی آنها نیز برچیده شد. بعد از درگذشت امیرتیمور ، ســــادات ـ مرعشی با کسب اجازه از شاهرخ میرزا (850 – 807 هـ . ق ) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار این نواحی سلطنت کردند. سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور کلی قدرت سادات مرعشی از بین رفت. پس ازبرچیده شدن بساط حکومت ملوک الطوایفی طبرستان که تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، این منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطین بعدی سلسله صفوی تأمین قرار گرفت. شاهان صفوی درطول هرسال به کرات به عنوان شکارویا پس ازاحـداث فرحآباد جهت استراحت به این منطقه سفرمی کردند. نارشاه افشار برای مقابله بادشمنان به ویژه دشمنان شمالی وروس هـا، درمازندران یک کارخانه کشتی سازی دایرکرد و به رونق هرچه بیشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلی شاه قاجار، به منطقه سـرـ سبز و زیباو دل انگیزمازندران ، به عنوان یک منطقه استراحتی ـ تفریحی توجه گردیده و ناصرالدین شاه طی دوسفر دستور تعمیر راه ها و کاروان سراها را صادر کرد. دردوران ملطنت پهلوی منطقهْ مازندران مانند سایرمناطق کشور از راههای ارتباطی برخوردار شد و به علت شرایط محیطی و آب وهوای معتدل ، چشم اندازهای زببا نزدیکی اش به تهران ، محل استراحت و تفریح قسمت اعظم مردم کشور شد.

 

صنایع دستی

 

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد.

قالی بافی و گلیم بافی از رشته های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته ها واگذار کرده است و نقشه هایی که درمازندران بافته می شود مربوط به سایر مناطق است.

 

دستبافی (نساجی سنتی)

 

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه و شمد و ... . در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان مازندران مرسوم است. رامیان در استان مازندران نیز یکی از مراکز مهم پارچه های ابریشمی محسوب می شود. بعضی از دستبافان از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای "دووردی" و "چهاروردی" استفاده می نمایند و برخی از آنها دستگاههای ژاکارد دستی، تک فاز و سه فاز را نیز به تدریج جایگزین دستگاههای قدیمی نموده اند.

 

قالی کلاردشت:

 

قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ایران، بسیار ناشناخته است و حتی بین تجار و بافندگان نیز نا آشنا است. این قالی در بازار داخل بطور کل خریدار بسیار اندکی دارد و تنها گروهی از صادر کنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپایی می نمایند.

معروفترین قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قالیهای درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نیز معروف است. نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می شود.

نقش "مل چفته" در حاشیه گلیم هرسین دقیقاً در حاشیه نقش متن یک قالی قدیمی کلاردشت مشاهده می شود. از دیگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سینی، عینکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سیخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.

گلهایی که در متن فرش کلاردشت استفاده می کنند، عبارتند از:

رسین گل (که به آن" طناب رسن" می گویند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل( که یک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسیر کاه گل، شانه هیری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پیل مل یا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پیچ پیچی، پمپال، گل سینی، میش دندان، گل پیاله، پتو گل، کریم خانی، چهارواز، چنار، گل شیدی، پل بز(بز بدون شاخ) و بز چلچله ای(بز شاخ دار)

 

سفالگری و سرامیک سازی:

 

خاک رس که ماده اولیه کوزه گری است تقریباً در هر کشوری و در هر منطقه ای یافت می شود. و وقتی که بشر اولیه زندگی شکاری خود را تبدیل به دامداری و کشاورزی کرد کوزه های سفالینه نیز به وجود آمد. سفالگری در مازندران نیز از رشته های بسیار رایج است. خاک رس در منطقه بسیار یافت می شود و به دلیل در دسترس بودن خاک رس، این از رشته های رایج استان می باشد. مهمترین مراکز سفالگری استان مازندران عبارتند از کلاگر محله جویبار در 19 کیلومتری قائم شهر، چالوس، تنکابن و برخی از روستاهای بابل و آمل.

 

کنده کاری روی چوب:

 

در استان مازندران به دلیل شرایط جوی و محیطی و وجود جنگل های فراوان تولید صنایع و هنرهای چوبی بسیار رایج است. از جمله اشیای کنده کاری شده، پیمانه و ظرف شیر، قاشق شربت خوری، صندوق تخته شطرنج یا تخته نرد و قندان و مجسمه های حیوانات است.

چوبهایی که برای این رشته هنری استفاده می شود چوبهایی هستند که دارای سطح صاف و مناسبی می باشند مثل چوب گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا. اما برای کارهای ظریفتر از چوب گلابی استفاده می شود.

ایجاد نقشهای برجسته از جمله فنون معمول است، و آن را منبت می نامند.یکی دیگر از روشهایی که زیاد به کار برده می شود و با برجسته کاری ترکیب می شود، مشبک است. یکی از فعالیتهای منبت کاران در گذشته ساختن قالبهای مشبک در و پنجره بود، که گاهی اوقات فضای بین گره ها با شیشه رنگی پر می شد، این گره ها را قامه می نامیدند.

 

حصیر بافی:

 

حصیربافی نیز از جمله هنرهایی است که جنبه خود مصرفی دارد ولی در حال حاضر جنبه هنری کمتری دارد و بیشتر برای روزمره استفاده می شود

 

طراحی سنتی و نگارگری:

طراحی سنتی و نگارگری بسیار محدود است و تقریباً می توان گفت حرفی برای گفتن در این خطه سبز ندارد.

 

صحافی و جلد سازی:

صحافی و جلد سازی سنتی نیز بسیار محدود است.

سایر رشته های صنایع دستی مثل صنایع دریایی، عروسک سازی و .... است. ولی مورد دیگری که از رشته های مهم مازندران به حساب می آید نمدمالی است.

 

نمدمالی:

نمد مالی یکی از رشته های مهم استان است. تهیه نمد براساس دو خاصیت پشم است، یکی خاصیت جعدیابی و دیگری پوسته ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الیاف آن درهم می روند پوسته ها نمی گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند این بهم پیچیدگی، بافت نا منظمی درست می کند که اگر ترکیبات نمدسازی (مانند خاک نمد) را به آن بیافزایند محکمتر می شود.

 

شهرستانها

آمل ، بابل‌‌ ، بابلسر ، بهشهر ، چالوس ، محمود آباد ، نکا ، نور ، نوشهر ، قائم شهر ، رامسر ، ساری ، سواد کوه ، تنکابن

بناهای یادبود تاریخی:

1-قلعه بلده ،‌نور

2-مجموعه فرح آباد ( صفوی ) ، ساری

3-پل محمد حسن خان ، بابل

4-کاخ تمیشان ، نور

 

بناهای یادبود مذهبی:

1-امامزاده عباس ، ساری

2-امامزاده عبدالله ، آمل

3-امامزاده ابراهیم ، آمل

4-امامزاده یحیی ، ساری

5-مسجد جامع ساری ، ساری

 

جاذبه های طبیعی:

1-دره سه هزار ، تنکابن

2-دریای خزر ، مازندران

3-دریاچه استخر پشت ، نکا

4-دریاچه ولشت ، چالوس

 

فرهنگ و هنر:

1-موزه کندولوس و خانه فرهنگ ، نور

2-صنایع دستی

 

ریشه نام مازندران مشخص نیست. کسانی حدس‌هایی در این مورد می‌زنند که برخی از این حدس‌ها را در زیر می‌خوانیم:

مازندر نام یکی از دیوانی است که در اوستا به آن اشاره شده. گویا هنگامی که آریائی ها به فلات ایران می آیند می خواهند بر تمام اقوام بومی فلات ایران چیره شوند. اما در این میان دلیری اقوام شمال ایران از طرفی و صعب العبور بودن رشته کوه البرز که همچون دژی استوار از شمال ایران محافظت می کند مانع تسلط اقوام آریائی بر این منطقه می شود . بنابراین در اوستا همواره از این اقوام مازندر(مازندران) و ورنه(گیلان) به عنوان دیوانی بدسگال یاد شده است. همانطور که در شاهنامه آمده تا پیش از منوچهر هیچ پادشاهی خیال حمله به مازندران را را نداشته منوچهر نیز در حمله به مازندران شکست می خورد. رستم نیز در هفت خان خود با دیوان مازندران می جنگد. محل رخداد بسیاری از داستان های اساطیری شاهنامه در مازندران است.

برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه ، ایندیرا و ان پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را هم شاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:  

           

ای دیو سپید پای در بند

ای گنبد گیتی ای دماوند

 

برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند . ماز در زبان مازندرانی به زنبورعسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند . عده‌ای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این خطّه، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

 

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر در آورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی درباره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر (ترک اصل مقیم مازندران) و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این خطّه متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ استعمال کلمه مازندران را از قرن چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند

 

 

 

(ویرایش) ابنیه تاریخی

(ویرایش) منطقه شورچال گلوگاه

 

این منطقه از ابنیه مسکونی قرون اول و دوم اسلامی بوده و آثار باستانی فراوانی در دل تپه‌های آن جای گرفته‌اند که متأسفانه بخش قابل توجهی، توسط حفاران غیرمجاز، از دل خاک خارج شده و از موزه‌های خارجی، سر در آورده‌است که نیازمند استقرار یگان حفاظت میراث فرهنگی است.زمینهای آن متعلق به ساکنان کوپچی محله گلوگاه بوده و در فاصله کمی از ساحل دریا قرار گرفته‌است و مکانی سرسبز و بسیار دیدنی است که نیازمند سرمایه گذاری و توجه بیشتر است.

(ویرایش) امامزاده عباس

 

در حاشیه شمالی ورودی شرقی شهر ساری واقع شده و از نظر شیوه معماری، گنبد هرمی شکل و صندوق چوبی نفیس، یکی از بناهای معروغ استان مازندران است. تاریخ ساخت آن ۸۹۷ هجری قمری است و سه امامزاده بنامهای عباس ؤ محمد و حسن در آن مدفون می‌باشند.این بنا در منطقه ای به نام ازادگله واقع شده است.

 

(ویرایش) قلعه لاجیم در سوادکوه

 

در جنوب شرقی زیراب در شرق جاده سواد کوه به قائمشهر در منطقه‌ای جنگلی و در کنار روستای لاجیم قرار دارد. این اثر معماری ارزشمند متعلق به قرن پنجم هجری است. آندره گدار باستان‌شناس فرانسوی که در سال ۱۹۳۳ میلادی به بازدید برج لاجیم آمده می‌نویسد: در داخل این حصار چند تل است که نشان می‌دهد این قلعه در واقع شهر مستحکمی است این محل که در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده‌است. مسلماً قرارگاه مهم یکی از سرکشان یا پناهگاه استوار یکی از پادشاهان مخلوع بوده‌است که به امید بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسیب خصم در امان می‌داشته‌است. شخصیت مدفون در برج (کیا ابوالخوارس شهریار) از خاندان باوندیان بوده که در فاصله سقوط سلسله باوندیان اول و به قدرت رسیدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحیه آمل به دست قابوس وشمگیر به منطقه کوهستانی لاجیم پناه برده‌است.

 

(ویرایش) چشمه عمارت بهشهر

 

این بنا متعلق به دوره صفویه‌است که در دو طبقه احداث گردیده و در حال حاضر طبقه همکف و جزری از طبقه دوم باقی مانده‌است در وسط عمارتِ همکف مظهر چشمه قرار دارد که آب آن از چهار سمت توسط جویهایی از داخل بنا به خارج آن سرازیر و وارد حوضها و جویهای اطراف آن گردیده و به‌وسیله نهرهای اصلی به خارج از باغ هدایت می‌شده‌است.

 

(ویرایش) برج آرامگاهی امامزاده طاهر مطهر کجور

 

این بنای آرامگاهی واقع در روستای هزار خال بخش کجور در شهرستان نوشهر قرار دارد، بنایی است چهار ضلعی با کتیبه‌های آجری و تزئینات که در سال(۸۲۹) ه ق به دست ملک کیومرث بن بیستون استندار ساخته شده‌است.

 

(ویرایش)قلعه ملک بهمن لاریجان

 

این قلعه از قلعه‌های عظیم البرز است که در جاده هراز بخش لاریجان شهرستان آمل و مشرف به قریه شاهان دشت در ۷۵ کیلومتری جنوب آمل قرار دارد این قلعه متعلق به حکام پادوسبان است که در سال (۴۵ الی ۱۰۰۵) ه ق به رویان نور و کجور و رستمدار حکومت داشته‌اند بنای قلعه بر روی صخره‌ای حدود ۲۲۰ متر بالاتر ازسطح اراضی شاهاندشت از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک و ملات گچ ساخته شده که بصورت طبقه طبقه و شامل اتاقها و قسمت‌های مختلف ساختمانی است.

 

(ویرایش) آرامگاه سه سید میر حیدر آملی

 

این مکان مدفن ابولقاسم پسر ابولحسن الرویانی است که در سده ششم ه ق وفات یافته‌است، در طی قرون هشتم و نهم هجری قمری سه تن از سادات و عرفا در این محل مدفون گردیدند که یکی از آنها علامه میر حیدر آملی است که از متفکران و مشاهیر شیعه بوده‌است بانی این مکان سید عزالدین بن سید بهاالدین آملی است.

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 18:27 ] [ arezasa ]

[ ]

تغذيه و سلامتي

 

اگر عاشق شيريني هاي خانگي هستيد، يه خاطر داشته باشيد دستور پخت اين شيريني ها، دو ليوان شير پرچرب، يک قالب کره و چهار عدد تخم مرغ وجود دارد که ميزان کالري و چربي آن را تشکيل مي دهد و اين، در حالي است که مي توان در بسياري از غذاها اصلاحاتي ايجاد و مواد مصرفي در ان ها را کم و زياد کرد، بدون آنکه در طعم و خاصيت آنها تغييري به وجود بيايد.


. بنابراين، اگر مي خواهيد به برنامه غذايي سالمي دست بيابيد يا از رژيم خاصي پيروي کنيد، روشهايي را که ذکر خواهد شد به کار ببريد و غذاها يا شيريني جاتي تهيه کنيد که هم از سلامتي بيشتري برخوردار باشد، هم مورد قبول اعضاي خانواده قرار گيرد.
? مقدار چربي، شکر و نمک را کاهش بدهيد.
در بسياري از دستورات غذايي مي توان مقدار چربي، شکر و نمک را کم کرد، بدون آنکه تغييري در مزه آن ايجاد شود. با کاهش مقدار چربي و شکر مي توان کالري مصرفي را پايين آورد اما سؤال اين است که چه ميزان از اين مواد را مي توان از دستورات غذايي حذف کرد، بدون آنکه مزه و غلظت آن تحت تاثير قرار بگيرد؟
چربي: نصف کره يا روغن ذکر شده را مصرف کنيد وسس سيب بدون شکر، يا پوره آلو بخارا جايگزين آن کنيد.
? شکر: مقدار شکر را به نصف يا يک سوم برسانيد و به جاي آن چاشني هايي مثل دارچين، ميخک، فلفل شيرين، جوز هندي، اسانس وانيل يا بادام به کار ببريد و شيريني غذا را يه اين ترتيب تامين کنيد.
? نمک: در غذا ها و شيريني جاتي که نياز به مخمر ندارند، نصف مقدار نمک را به کار ببريد. اما در مواردي که نياز به مخمر وجود دارد، نمک را کاهش ندهيد، چون براي ور آمدن ضروري است. بدون نمک شايد غذا بي مزه باشد. با وجود اين، در بسياري ار غذاهاي اصلي، سالاد ها، سوپ ها و ساير خوراکي ها مي توانيد مقدار نمک را به صفر برسانيد يا حتي آن را کاملاً حذف کنيد.
موادي که در پخت و پز به کار ميروند مي تواند شامل چربي و نمک باشد و شما مي توانيد مقدار آنها را نيز کاهش بدهيد. براي مثال اگر در دستور طبخ غذا، نياز به يک پيمانه پنير خرد شده وجود دارد، نصف ان را به کار ببريد يا از نصف مقدار تعيين شده سس سويا استفاده کنيد تا مقدار نمک موجود در غذا کاهش يابد.
? جايگزين هاي سالم انتخاب کنيد
جايگزين سالم نه تناه مي تواند مقدار چربي، کالري و نمک موجود در دستور طبخ هر غذا را کاهش بدهد، بلکه مي تواند موجب افزايش مواد مغذي آن نيز بشود. براي مثال، با استفاده از ماکاراني گندم کامل به جاي ماکاراني غني شده، مي توان، فيبر، منيزيم، آهن و ويتامين هاي گروه ب (نياسين، يتامين و ريبو فلاوين) را به غذاي خود افزود. . براي تهيه دسر به جاي استفاده از شير پرجرب، شير کم چرب استفاده کنيد تا در هر فنجان??کالري و ?گرم چربي را از رژيم غذايي خود حذف کرده باشيد.
? حذف بعضي از موارد مورد نياز.
در بعضي از مواد غذايي مي توان يک ماده را کاملاً از قلم انداخت. اين مواد مي تواند آن هايي باشد که از روي عادت يا براي ظاهر غذا يا شيريني مورد استفاده قرار مي گيرد. مثل رويه خامه اي کيک و شيريني، نارگيل يا مغز ها که چربي و کالري زيادي دارند. ساير مواد عبارتند از چاشني ها مثل خيارشور، زيتون، کره، ما يونز، شربت، ژله و خردل که حاوي مقدار زيادي نمک، شکر، چربي و کالري است.
? روش پخت و پز راتغيير بدهيد.
روشهاي سالم آشپزي مثل کمي تفت دادن . سپس پختن، کباب، بريان و بخار پز کردن مي تواند مزه و مواد مغذي غذاها را حفظ کرد. بدون آنکه به آنها مقدار زيادي چربي روغن و نمک اضافه بشود. اگر درپخت غذايي سرخ کردن مواد را کباب يا آب پز کنيد. اگر براي تهيه غذايي لازم است گوشت يا سبزيجات را در روغن تفت بدهيد، به جاي روغن از آب ميوه، سبزيجات يا...استفاده کنيد. به اضافه که تابه هاي نچسب مي تواند مصرف چربي يا روغن اضافه را کاهش بدهد.
? اندازه پرس غذا را تغيير بدهيد.
بدون در نظر گرفتن اينکه چه مقدار از مواد مورد نياز را کاهش يا تغيير داده يا حذف کرده ايد، شايد بعضي از دستو رات غذايي هنوز هم شکر، يا نمک اضافي بطلبد. در اين صورت، بايد مقدار غذايي را که مي خوريد، کاهش بدهيد. پرس هاي غذايي کم، چربي يا کالري و نمک کمتري دارد و شما مي توانيد در يک وعده، از انواع گوناگون مواد غذايي استفاده کنيد و مطمئن باشيد انرژي، پروتئين، ويتامين، مواد معدني و فيبر مورد نياز بدن خود را به دست مي آوريد.
? کلام آخر
همانطور که دستور غذايي خود را مرور مي کنيد، تصميم بگيريد در مورد موادي که مي خواهيد تغييز دهيد، ياداشت برداريد تا وقتي مي خواهيد بار ديگر آن خوراکي را تهيه کنيد، با رجوع ان بتوانيد به روشي ثابت برسيد و چه بسا لازم باشد شيريني يا غذايي را چندين بار تهيه کنيد تا تغييرات مناسب دستتان بيايد. اما لازم است خسته نشويد و به خاطر داشته باشيد يافتن ترکيب صحيحي از مواد براي حفظ طعم، غلظت و مواد مغذي دلخواه، ارزش تحمل مشکلات را دارد

منبع:
ترجمه:کارولين سحاکيان
پايگاه اينترنتي خانواده ما

 

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 18:26 ] [ arezasa ]

[ ]

دوستی

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد . دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت . دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند . در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد . و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است . در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی . دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است . در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی . اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی . اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند . ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند . اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود . اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است . بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد . و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند . اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود . که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد . بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند . یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند . یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود . در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند . او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم . من کانون عشق و عاطفه هستم . من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی . همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم .

محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم . زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند . بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است .

 

چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد . در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند . در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند . در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است . و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستی

[ یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ] [ 12:20 ] [ arezasa ]

[ ]

تا حالا به این چیزا فکر کردی که . . . . .

 

 

 

 

 

1- يهو نگاه ميکني مي بيني خانوادت که3 نفر بيشتر نيستن 5 خط موبايل دارن!

2 - واسه همکارت ايميل ميفرستي،در حاليکه ميز بغل دستي تو نشسته !

3 - رابطت با اقوام و دوستاني که ايميل ندارن کمتر و کمتر ميشه تا به حد صفر برسه!

4 - ماشينت رو جلوي در خونه پارک ميکني بعدش با موبايلت زنگ ميزني خونه که بيان کمک چيزايي رو که خريدي ببرن داخل !

5 - هر آگهي تلويزيوني يه آدرس اينترنتي هم داره !

6 - وقتي خونه رو بدون موبايلت ترک ميکني ، استرس همه وجودت رو ميگيره و با سرعت برميگردي که موبايلت رو برداري...،بدون توجه به اينکه حد اقل  10 سال از عمرت رو بدون موبايل گذروندي !!!

8 - صبحها قبل از خوردن صبحونه اولين کاري که ميکني سر زدن به اينترنت و چک کردن ايميل و فيس بوکته !

9 - الان در حاليکه اين مطالب رو ميخوني، سرت رو تکون ميدي و لبخند ميزني !

10 - اينقدر سرگرم خوندن اين مطالب بودي که حتي متوجه نشدي اين ليست شماره 7 نداره !

11 - الان دوباره برگشتي بالا که چک کني شماره 7 رو داشته يا نه !

12 - من مطمئنم که اگه دوباره برگردي بالا حتماً شماره 7 رو پيداش ميکني،بخاطر اينکه خوب بهش توجه نکردي !!

13 - دوباره برميگردي بالا ولي شماره 7 رو پيدا نميکني ... ، خوب من شوخي کردم ولي نشون ميده که تو به خودت هم اعتماد نداري و هرچي بقيه ميگن باور ميکني.

 14 - مطمئنم اگر اين مطالب رو ادامه بدم ميخواين يه بلايي سرم بياري !!!

    پس ...

 

**************************************************

[ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ] [ 2:27 ] [ arezasa ]

[ ]

نظريه آهنگري

 

مدتي پيش دنباله پيدا كردن يه رابطه منطقي بين ايمان ، عبادت و عمل انسان مي گشتم كه

پس از مدتي توانستم يه مثال جالب براي آن پيدا كنم و اين مسائل رو با آن مثال تطبيق بدهم.

فكر كنم خواندن اين مثال خالي از لطف نباشد . اگر وقت داريد و دوست داريد مطالعه كنيد .

در اين مثال شما يك آهنگرهستيد درون يك كارگاه آهنگري .

نفس و روح شما به مثال يك تكه آهنه خام است . شما يك كوره ، يك سطل آب تميز ، يك كتاب

راهنما ، يك چكش و يك سندان داريد . دوربيني مداربسته از تمامي حركات شما فيلم برداري

ميكند. مقدار نامعيني به شما وقت داده شده تا اين آهن را براساس دستورالعمل معين گفته شده

در كتاب راهنما (قرآن واهل بيت) شكل دهيد . شما (ايمان) داريد كه اين يك امتحان است. و الا

شما اين جا و در اين آهنگري چه ميكنيد؟؟؟ پس زود باشيد !!! وقت را هدر ندهيد . چرا كه اگر

 سريعتر كار نكنيد داور(خداوند) در انتهاي اين امتحان شما را باز خواست خواهد كرد . اگر

نجنبيد برايتان گران تمام ميشود . شما در اين حالت متوجه خطر ميشويد و زود دست به كار

ميشويد . ابتدا به كتاب راهنما (قرآن و اهل بيت) نگاه ميكنيد و دستورالعمل كار را ميخوانيد و

سعي ميكنيد دقيقا بر اساس آن عمل كنيد تا كارتان خيلي دقيق پيش برود و بهترين امتياز را

بياوريد . شما به صورته هدف دار آهنه نفس خود را درون كوره (عبادت فردي مثل نماز و

روزه و زيارت و توسل با ائمه) قرار ميدهيد تا نرم شود . سپس آن را بيرون آورده و آن را

روي سندان(محيط اطراف شما) ميگذاريد و با چكش ( اراده و عمل ) به آن ضربه ميزنيد تا

شكل گيرد.

مراقب باشيد !! اگر بر اين آهن ضربه نزنيد در اثر قرار داشتن بر روي سندانه سرد ( محيط

و جامعه ) به زودي گرماي خود را از دست ميدهد . پس تا فرصت هست از گرماي كوره

(عبادت فردي) براي ضربه زدن و شكل دادن به آهنه نفس و روح استفاده كنيد . هميشه بر

اساس دستور العمل پيش رويد . دستر العمل حتي به شما ميگويد كه قدرت ضربات شما در هر

مرحله چقدر بايد باشد . ضربات محكمتر از حد استاندارد(مانند وسواس در مسائلي كه قرآن و

اهل بيت وسواس داشتن در آن را خوب نميدانند ، مانند وسواس در نجس و پاكي و همچنين

مجبور كردن خود به عبادات مستحبي كه براي انساني كه هنوز در ابتداي راه است بسيار

مشكل است ) باعث صدمه ديدنه آهن و همچنين باعث درد شديد در ناحيه دست شما ميشود و

از قدرت شما ميكاهد و شايد هم مجبور شويد براي مدتي كار را رها كنيد كه اين به نفع شما

نيست . بعد از اينكه تعداد ضربات مطلوب را در اين قسمت وارد كرديد براي اينكه آهن شكل

جديد خود را حفظ كند و براي مرحله بعدي آماده شود آن را درون سطل آب تميز ( لذتهاي

حلال دنيا) قرار دهيد تا خنك شود . البته طرز استفاده از اين سطل آب هم در دستور العمل

(قرآن و اهل بيت) آمده است ، پس دقت كنيد. اما به محض آنكه متوجه شديد آهن به اندازه

مطلوب خنك شده است ، دوباره آن را از سطل بيرون آورده و مراحل بالا را براي مرحله

بعدي شكل دادنه آهن نفس تكرار كنيد . هيچ گاه نگاه كردن مكرر به كتاب دستور العمل

(قرآن واهل بيت) را فراموش نكنيد . كار، كار دقيقي است . نگذاريد اشتباهي رخ دهد . آهن

را تنها در كوره (عبادات فردي) رها نكنيد چرا كه ، كوره تنها ، كمكي به شكل گرفتنه آهن

نميكند . هيچ گاه بيش از اندازه آهن نفس را درون سطل آب تميز ( لذتهاي حلال دنيا) رها

نكنيد چرا كه باعثه زنگ زدگي آهن ميشود . به هيچ عنوان آهن را به غير از سطل آب تميز

( لذتهاي حلال ) در سطلي ديگر ( لذتهاي حرام ) قرار ندهيد چرا كه عده اي از آنها مانند

اسيد باعث خوردگي آهن روح و عده اي مانند آب گل آلود و گنديده باعثه پيدايش رسوبها و

جرم هاي ضخيم بر روي آهن روح ميشوند كه باعث ميشوند گرماي كوره به آهن نرسد و از

طرفي باعث ميشود تا آهن خاصيت چكش خور بودن را از دست بدهد . يك لحظه هم استراحت

نكنيد . از خصوصيات اين آهن آن است كه با گذشت زمان ضخيم ميشود و اگر از ابتدا بر

اساس دستور العمل به آن شكل نداده باشيد بعد از گذشته زمان به دليله ضخيم تر شدنه آهن ،

كارتان سخت تر شده ، تا جايي كه اگر از ابتدا تلاش نكنيد و اين امتحان را سرسري بگيريد

شايد ديگر نتوانيد در انتهاي كار به آن شكل دهيد . پس مرحله به مرحله براساسه دستورالعمل،

تلاش كنيد و از تمامه امكاناته مطلوبه آهنگري كه براساسه دستورالعمل، اجازه استفاده از آن

را داريد استفاده كنيد تا موفق شويد . اگر تا الان غفلت كرده ايد آگاه باشيد كه ساعته امتحان

در حاله سپري شدن است . داور مسابقه مهربان است و اگر ببيند كه شما خالصانه تلاش

ميكنيد حتما به شما وقت كافي براي به پايان رساندن پروژه تان را به شما ميدهد . موفق

باشيد ....

( عبادات اجتماعي در اين پروژه خود قسمتي از آهن نفس هستند كه بايد با اراده خود آن را

شكل دهيد. مثل حس انسان دوستي ، غيبت نكردن ، تهمت نزدن ، حسن خلق ، كمك به ديگران

و تمامي مواردي از اين دست ، نياز به تلاش و خود سازي ( چكش كاري آهن نفس ) دارد و

براي همگان در اين روزگار امكان پذير نيست . پس ميبينيد كه مومن بودن تنها به نماز و

روزه و مسجد نيست ، بلكه تا به آهن نفس و روح چكش زده نشود ، كوره عبادات فردي

نميتواند به تنهايي كسي را سعادتمند كند . و همچنين قرار دادن آهنه نفس در سطل آب تميز

هم به تنهايي ، غير از سرد شدنه آهن نفس چيز ديگري به ارمغان نمياورد . واي به حال

كساني كه در اين اوضاع آهن نفس خويش را در سطله لجن قرار ميدهند . واي بر كساني كه

در اين زمان كم و در اين امتحان مهم مشغوله بازي گوشي هستند و هواسشان جاي ديگري

است . واي بر كساني كه كتاب دستور العمل را كنار گذاشتند و يك جزوه من در آوردي را كه

معلوم نيست نويسنده جزوه چه كسي بوده و چقدرعلم داشته را سر مشق قرار ميدهند و در

نهايت واي بر كساني كه تنها تفكرات و نظرات خود را به عنوانه دستور العمل قبول دارند و

در اين وقت كم ، روشه آزمون و خطا را پيش گرفته اند و بد بختانه در نهايت هم به جايي

نميرسند . پس بياييد آهنگران خوبي باشيم . با تشكر. ( در آينده نزديك سعي ميكنم اين مثال

را كامل تر كنم و تمامي جوانب را توضيح دهم .)

 

 

[ سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ] [ 5:31 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس با مزه

یه سوال دارم :چرا روزه رو میگیرن ,سحر رومی خورن ,افطار رو میکنن ؟!؟

خب همون سحر رو بگیرنبخورن بعدشم….تموم شه دیگه

* * *

نرم افزار عشقت توی  قلبم نصب شده.

می خواهم آپدیتش کنم

لطفاْ گوشیتو بذار رو  قلبت

* * *

دانشمندان تشخیص دادن علت  نود و نه درصداز بی وفایی ها

! بی شارژیه

* * *

*۱۴۱*تست عشق# !

انتقال اعتبار انجام شد

مبلغ: ۲ تا بوس آبدار

کارمزد: ۱ بغل محکم

موجودی جدید : یه عشق شگفت انگیز !

* * *

چنگال چیست !؟

وسیله ای بلاتکلیف بر سر سفره غضنفر اینا !

* * *

غضنفر خیلی چاق بوده

جلو دوستاش می ره رو ترازو ، واسه اینکه ضایع نشه شکمش رو می ده تو !

* * *

به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری !؟

میگه : عسل بانون . عسل بی نون . عسل کیک !

* * *

سوال امتحانی غضنفر !

۱۲۴۰۰۰ پیغمبر را نام برده و توضیح دهید !

* * *

پیشاپیش فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه .

بیخوابی شبانه . گرسنگی روزانه. روز شماری ماهانه .

پرخوری سحرانه . افطاری شاهانه . و توقع آمرزش سالانه

مبارک

* * *

طرح سوال  امتحان غضنفر: پیامبران الولعزم را نام برده و یکی را به دلخواه رسم کنید

* * *

افسر راهنمایی به غضنفر گیر میده میگه گواهینامتو نشون بده

غضنفر میگه جناب سروان مگه نشون دادی که میخوای نشونت بدم

* * *

اینم تقدیم به بچه های باحال بندر :

تورا با تـــیغ الـــماس آفریدند

شبیه شــیشه حساس آفریدند

برای اینکه از سرما نمیری

تورا در بندرعــباس آفریدند

* * *

تو سبزی دائما ، زردی نداری

همیشه گرمی و سردی نداری

زنی و تا ابد در خصلت خویش

زبانم لال ، نامردی نداری

* * *

صد حبه ی نبات و قند تقدیم تو باد

شیرینی پوزخند تقدیم تو باد

تا سفره ی ما کفاف وزنت بدهد

یک گله ی گوسفند تقدیم تو باد

* * *

دلم کرده هوایت نازنینم

فدای بوسه هایت ! نازنینم

تمام صورتت پنکیک پوش است

بگو بوسم کجایت نازنینم

* * *

تو قانون ریاضیات همیشه یک بعلاوه یک دو نمیشه ،

گاهی اوقات حاصلش میشه یه زندگی با دو تا بچه

* * *

تو زیبایی نداری حرف ای زن

همین را گفته و گفتیم ایضا

برای مرد اما وجودت

در این دنیا نیازی نیست دشمن

 

[ چهارشنبه دهم شهریور 1389 ] [ 22:55 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس 2

د دفعه گفتم لباساتو جلوم تکون نده ، دکتر گفته به گرد گلها حساسیت دارم !

 

—————————————-

 

درسته دلت از سنگه ولی اشکال نداره ! آخه فقط من هنوز بت پرست موندم !

 

—————————————-

 

هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی

 

یه خورده از ثروتت رو هم به ما بدی چی میشه آخه !؟

 

—————————————-

 

ای همه غمگین اگر تنها شدی ، من با توام / خسته دل از هر که و هر جا شدی ، من با توام

 

گر به کنج بی کسی نشسته ای با درد خویش / دلگران از مردم دنیا شدی ، من با توام . . .

 

—————————————-

 

امروز ما ادم ها به جای اینکه دنبال خواب راحت باشیم

 

دنبال تخت خواب راحت هستیم ،

 

زندگی قشنگ شده ولی خوشمزه نیست . . .

 

—————————————-

 

شهر من رو به زوال است تو باید باشی / دل من زیر سوال است تو باید باشی

 

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان میگفت / زندگی بی تو محال است تو باید باشی

 

—————————————-

 

به که پیغام دهم ؟

 

به شباهنگ که شب مانده به راه ؟ / یا به انبوه کلاغان سیاه

 

به پرستو که سفر میکند از سردی فصل / یا به مرغان نکوچیده شهر ؟

 

به که پیغام دهم که به یادت هستم . . . ؟

 

ادامه در لینک زیر

 

—————————————-

 

میدونی چرا خورشید داغه !؟ چون میبینه تو مال منی آتیش میگیره !

 

—————————————-

 

شب ساعت ابری مرا داد به تو / افتاد نگاه خسته ی باد به تو

 

باران زد و خیس شد تن خاطره ها / باران زد و باز یادم افتاد به تو . . .

 

—————————————-

 

از دورى تو دلى پر از غم دارم / وز غصّه ى تو همواره ماتم دارم

 

گر حق بدهد به من همه ملک وجود / گویم که گل روى ترا کم دارم . . .

 

—————————————-

 

رفتن همیشه راه نیست / وقتی که سینه ای پر آه نیست

 

شکستی تو دل من / آیا این گناه نیست . . . ؟

—————————————-

عشق یعنی رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر به سوی روزگار

 

عشق یعنی بی وفایی های یار / عشق یعنی سالها در انتظار . . .

—————————————-

 

زندگی باید کرد ، گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ

 

گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان . . .

 

—————————————-

 

پناهی نیست جز آوار / رفیقی نیست جز دیوار

 

کجایی ای چراغ عشق / منو از سایه ها بردار . . .

 

—————————————-

 

آسمان کوچک من همه شب بارانیست / همه شب در تب چشمان ترم مهمانیست

 

شکوه از فاصله ها نیست که از قلب من است / غم و اندوع دل عاشق من پنهانیست . . .

 

—————————————-

چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم

 

بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم . . .

 

—————————————-

 

دگر عاشق نخواهم شد که معشوقان جفا کارند / روم کنجی ز میخانه که می نوشان وفا دارند . . .

 

—————————————-

 

دوستی یعنی که ما باور کنیم ، یک دل دیگر ارادتمند ماست . . .

[ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ] [ 0:17 ] [ arezasa ]

[ ]

اس ام اس ها

 

 

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است

 

————————

 

بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند

 

————————

 

زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد

 

————————

 

وقتي با يک انگشت به طرفه کسي اشاره ميکني و اون رو مسخره مي کني، اگر

خوب نگاه کني مي بيني سه ‌تا انگشت ديگه به طرفه خودته

 

————————

 

خوشبختی یافتنی نیست ، ساختنی است . . .

 

————————

 

افسوس که جوانی المثنی ندارد . . .

 

————————

 

بزرگ ترین اقیانوس جهان (آرام) است ، پس آرام باش تا (بزرگ) باشی . . .

 

————————

 

خدایا ، چه گم کرد آنکه تو را یافت ، و چه یافت آنکه تو را گم کرد  . . .

 

————————

 

همه رویاهای ما میتواند محقق شوند ، اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم

 

————————

 

همیشه سخت ترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود . . .

 

————————

 

آتش فریاد را با آب سکوت خاموش کن . . .

 

————————

 

به افکارت زبان نده ، ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد . . .

 

————————

 

اگر برای یک اشتباه هزار دلیل بیاورید، در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است . . .

ابن سینا

 

————————

 

ازدواج مثل بازار رفتن است , تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو . . .

 

————————

 

هیچوقت شک هایت را باور مکن , و به باور هایت شک نکن . . .

 

————————

 

گذشته را با خود داشته باش , اما در آن زندگی مکن و فقط تجربه بگیر . . .

 

————————

 

هر رنگی زیباست , غیر از دو رنگی . . .

 

————————

 

جايگاه انسانيت هركس , قلب خاموش اوست , نه دهان پر حرفش . . .  خليل جبران

 

————————

 

هيچ وقت پارس كردن يك سگ پير را بي اهميت تلقي نكن . . .

 

————————

 

روياي مرگ شايد بهانه ايست براي تحمل کابوسي به نام زندگي . . .

 

————————

 

هر گاه خردمند پير شود , خرد او جوان گردد . و هر گاه نادان پير شود , نادانی او جوان گردد . . .

 

————————

 

شجاعت یعنی : بترس , بلرز , ولی یک قدم بردار . . .

 

————————

 

سعی کن دوست بداری , نه اینکه فقط عادت کنی . . .

 

————————

 

وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده , تا خودت باشی و خودش . . .

 

————————

 

با قناعت امور بگذران , تا پادشاه خود باشی . . .

 

————————

 

هنر آموختن گوش کردن است

 

————————

 

به لاک پشت ها نگاه کنيد، آنها تنها وقتي پيشرفت مي کنند که

 

سرشان را از لاک خود بيرون مي آورد

 

 

 

————————

 

 

 

درخشان ترين تاجي که مردم بر سر مي نهند در آتش کوره ها ساخته شده است

 

 

 

————————

 

اگر شير درنده اي در برابرت باشد بهتر است از اينكه سگ خائني پشت سرت باشد

 

————————

 

 

 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری

 

همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

 

دکتر علی شریعتی

 

————————

 

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند

 

————————

 

زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم

 

اما گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم

 

 

 

————————

 

 

 

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی

 

دست به دعا برداری

[ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 ] [ 19:35 ] [ arezasa ]

[ ]